عطار»منطقالطیر»حکایت طوطی»حکایت طوطیحکایت طوطیشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: آزاده، گروه چامهخوانآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںطوطی آمد با دهان پر شکردر لباس فستقی با طوقِ زر2نقل کریںپشه گشته باشهای از فر اوهر کجا سرسبزیی از پر او3نقل کریںدر سخن گفتن شکرریز آمدهدر شکر خوردن پگه خیز آمده4نقل کریںگفت: هر سنگیندل و هر هیچکسچون منی را آهنین سازد قفس5نقل کریںمن در این زندانِ آهن مانده باززآرزوی آب خضرم در گداز6نقل کریںخضر مرغانم، از آنم سبزپوشبوک دانم کردن آب خضر نوش7نقل کریںمن نیارم در بر سیمرغ تاببس بود از چشمهٔ خضرم یک آب8نقل کریںسر نهم در راه چون سودایییمیروم هر جای چون هر جاییی9نقل کریںچون نشان یابم ز آب زندگیسلطنت دستم دهد در بندگی10نقل کریںهدهدش گفت: ای ز دولت بینشان!مرد نبود هرک نبود جانفشان11نقل کریںجان ز بهر این به کار آید تو راتا دمی در خورد یار آید تو را12نقل کریںآب حیوان خواهی و جاندوستیرو که تو مغزی، نداری پوستی13نقل کریںجان چه خواهی کرد؟ بر جانان فشاندر ره جانان چو مردان جان فشان◆اگلی / پچھلی نظماگلی نظمبود آن دیوانهٔ عالیمقامخضر با او گفت: ای مردِ تمام!عطار»منطقالطیر»حکایت طوطی»گفتگوی خضر(ع) با دیوانهایآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهگروه چامهخوانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبود آن دیوانهٔ عالیمقامخضر با او گفت: ای مردِ تمام!عطار»منطقالطیر»حکایت طوطی»گفتگوی خضر(ع) با دیوانهای