عطار»منطقالطیر»داستان همای»احوال سلطان محمود در آن جهاناحوال سلطان محمود در آن جهانشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپاکرأیی بود بر راه صوابیک شبی «محمود» را دید او به خواب2نقل کریںگفت: «ای سلطانِ نیکو روزگار!حال تو چون است در دارالقرار؟»3نقل کریںگفت: تن زن، خونِ جان من مریزدم مزن، چه جای سلطان است؟ خیز4نقل کریںبود سلطانیم پندار و غلطسلطنت کی زیبد از مشتی سقط؟5نقل کریںحق که سلطان جهاندار آمدستسلطنت او را سزاوار آمدست6نقل کریںچون بدیدم عجز و حیرانیِ خویشننگ میدارم ز سلطانیِ خویش7نقل کریںگر تو خوانی، جز پریشانم مخواناوست سلطانم، تو سلطانم مخوان8نقل کریںسلطنت او راست و من بر سودمیگر به دنیا، در گدایی بودمی9نقل کریںکاشکی صد چاه بودی، جاه نیخاشه روبی بودمی و شاه نی10نقل کریںنیست این دم هیچ، بیرون شو مراباز میخواهند یکیک جو مرا11نقل کریںخشک بادا بال و پر آن همایکو مرا در سایهٔ خود داد جای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیش جمع آمد همای سایهبخشخسروان را ظلّ او سرمایهبخشعطار»منطقالطیر»داستان همای»داستان همایآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهگروه چامهخوانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور