صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »عذر آوردن مرغان
  4. »حکایت خفاشی که به طلب خورشید پرواز می‌کرد

حکایت خفاشی که به طلب خورشید پرواز می‌کرد

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

صداکار: آزاده
Toggle stanza 1
11
یک شبی خفاش گفت از هیچ باب
یک دمم چون نیست چشم آفتاب
22
می‌شوم عمری به صد بیچارگی
تا بباشم گم درو یک بارگی
33
چشم بسته می‌روم در سال و ماه
عاقبت آخر رسم آن جایگاه
44
تیز چشمی گفت ای مغرور مست
ره ترا تا او هزاران سال هست
55
بر چو تو سرگشته این ره کی رسد
مور در چه مانده بر مه کی رسد
66
گفت باکی نیست، می‌خواهم پرید
تا ازین کارم چه نقش آید پدید
77
سالها می‌رفت مست و بی خبر
تا نه قوت ماندش نه بال و پر
88
عاقبت جان سوخته، تن در گداز
بی‌پرو بی‌بال، عاجز مانده باز
99
چون نمی‌آمد ز خورشیدش خبر
گفت از خورشید بگذشتم مگر
1010
عاقلی گفتش که تو بس خفته‌ای
ره نمی بینی که گامی رفته‌ای
1111
وانگهی گویی کزو بگذشته‌ام
زان چنان بی‌بال و پر سرگشته‌ام
1212
زین سخن خفاش بس ناچیز شد
آنچ ازو آن مانده بود، آن نیز شد
1313
از سر عجزی بسوی آفتاب
کرد حالی از زفان جان خطاب
1414
گفت مرغی یافتی بس دیده ور
پاره‌ای به دورتر بر شو دگر
1515
دیگری پرسید ازو کای رهنمای
چون بود گر امر می‌آرم بجای
1616
من ندارم با قبول و رد کار
می‌کنم فرمان او را انتظار
1717
هرچ فرماید به جان فرمان کنم
گر ز فرمان سرکشم تاوان کنم
1818
گفت نیکو کردی ای مرغ این سؤال
مرد را زین بیشتر نبود کمال
1919
هرک فرمان کرد، از خذلان برست
از همه دشواریی آسان برست
2020
طاعتی بر امر در یک ساعتت
بهتر از بی‌امر عمری طاعتت
2121
هرک بی‌فرمان کشد سختی بسی
سگ بود در کوی این کس نه کسی
2222
سگ بسی سختی کشید و زان چه سود
جز زیان نبود چو بر فرمان نبود
2323
وانک بر فرمان کشد سختی دمی
از ثوابش پر برآید عالمی
2424
کار فرمان راست در فرمان گریز
بندهٔ تو، در تصرف برمخیز
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سایلی بنشست در پیش جنید

گفت ای صید خدا، بی هیچ قید

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار جنید دربارهٔ خوشدلی

اگلی نظم

خسروی می‌شد به شهر خویش باز

خلق شهر آرای می‌کردند ساز

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت خسروی که به استقبالش شهر را آراسته بودند و او فقط به آرایش زندانیان توجه کرد

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00