عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت خفاشی که به طلب خورشید پرواز میکردحکایت خفاشی که به طلب خورشید پرواز میکردشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیک شبی خفاش گفت از هیچ بابیک دمم چون نیست چشم آفتاب22نقل کریںمیشوم عمری به صد بیچارگیتا بباشم گم درو یک بارگی33نقل کریںچشم بسته میروم در سال و ماهعاقبت آخر رسم آن جایگاه44نقل کریںتیز چشمی گفت ای مغرور مستره ترا تا او هزاران سال هست55نقل کریںبر چو تو سرگشته این ره کی رسدمور در چه مانده بر مه کی رسد66نقل کریںگفت باکی نیست، میخواهم پریدتا ازین کارم چه نقش آید پدید77نقل کریںسالها میرفت مست و بی خبرتا نه قوت ماندش نه بال و پر88نقل کریںعاقبت جان سوخته، تن در گدازبیپرو بیبال، عاجز مانده باز99نقل کریںچون نمیآمد ز خورشیدش خبرگفت از خورشید بگذشتم مگر1010نقل کریںعاقلی گفتش که تو بس خفتهایره نمی بینی که گامی رفتهای1111نقل کریںوانگهی گویی کزو بگذشتهامزان چنان بیبال و پر سرگشتهام1212نقل کریںزین سخن خفاش بس ناچیز شدآنچ ازو آن مانده بود، آن نیز شد1313نقل کریںاز سر عجزی بسوی آفتابکرد حالی از زفان جان خطاب1414نقل کریںگفت مرغی یافتی بس دیده ورپارهای به دورتر بر شو دگر1515نقل کریںدیگری پرسید ازو کای رهنمایچون بود گر امر میآرم بجای1616نقل کریںمن ندارم با قبول و رد کارمیکنم فرمان او را انتظار1717نقل کریںهرچ فرماید به جان فرمان کنمگر ز فرمان سرکشم تاوان کنم1818نقل کریںگفت نیکو کردی ای مرغ این سؤالمرد را زین بیشتر نبود کمال1919نقل کریںهرک فرمان کرد، از خذلان برستاز همه دشواریی آسان برست2020نقل کریںطاعتی بر امر در یک ساعتتبهتر از بیامر عمری طاعتت2121نقل کریںهرک بیفرمان کشد سختی بسیسگ بود در کوی این کس نه کسی2222نقل کریںسگ بسی سختی کشید و زان چه سودجز زیان نبود چو بر فرمان نبود2323نقل کریںوانک بر فرمان کشد سختی دمیاز ثوابش پر برآید عالمی2424نقل کریںکار فرمان راست در فرمان گریزبندهٔ تو، در تصرف برمخیز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسایلی بنشست در پیش جنیدگفت ای صید خدا، بی هیچ قیدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار جنید دربارهٔ خوشدلیاگلی نظمخسروی میشد به شهر خویش بازخلق شهر آرای میکردند سازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت خسروی که به استقبالش شهر را آراسته بودند و او فقط به آرایش زندانیان توجه کرد◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسایلی بنشست در پیش جنیدگفت ای صید خدا، بی هیچ قیدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار جنید دربارهٔ خوشدلی
اگلی نظمخسروی میشد به شهر خویش بازخلق شهر آرای میکردند سازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت خسروی که به استقبالش شهر را آراسته بودند و او فقط به آرایش زندانیان توجه کرد