عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مردی که از نبی اجازهٔ نماز بر مصلایی گرفتحکایت مردی که از نبی اجازهٔ نماز بر مصلایی گرفتشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز نبی در خواست مردی پر نیازتا گزارد بر مصلایی نماز2نقل کریںخواجه دستوری نداد او را در آنگفت ریگ و خاک گرمست این زمان3نقل کریںروی نه بر خاک گرم و خاک کویزانک هر مجروح را داغست روی4نقل کریںچون تو میبینی جراحت روح راداغ نیکوتر بود مجروح را5نقل کریںتا نیاری داغ دل این جایگاهکی توان کردن بسوی تو نگاه6نقل کریںداغ دل آور که در میدان درداهل دل از داغ بشناسند مرد7نقل کریںدیگری گفتش کهای دارای راهدیدهٔ ما شد درین وادی سیاه8نقل کریںپر سیاست مینماید این طریقچند فرسنگ است این راه ای رفیق9نقل کریںگفت ما را هفت وادی در ره استچون گذشتی هفت وادی، درگه است10نقل کریںوا نیامد در جهان زین راه کسنیست از فرسنگ آن آگاه کس11نقل کریںچون نیامد بازکس زین راه دورچون دهندت آگهی ای نا صبور12نقل کریںچون شدند آنجایگه گم سر به سرکی خبر بازت دهد از بیخبر13نقل کریںهست وادی طلب آغاز کاروادی عشق است از آن پس، بیکنار14نقل کریںپس سیم وادیست آن معرفتپس چهارم وادی استغنی صفت15نقل کریںهست پنجم وادی توحید پاکپس ششم وادی حیرت صعب ناک16نقل کریںهفتمین وادی فقرست و فنابعد ازین روی روش نبود ترا17نقل کریںدرکشش افتی، روش گم گرددتگر بود یک قطره قلزم گرددت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبوعلی طوسی که پیر عهد بودسالک وادی جد و جهد بودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار بوعلی طوسی دربارهٔ اهل جنت و اهل دوزخآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبوعلی طوسی که پیر عهد بودسالک وادی جد و جهد بودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار بوعلی طوسی دربارهٔ اهل جنت و اهل دوزخ