عطار»منطقالطیر»بیان وادی استغنا»حکایت مریدی که از شیخ خواست تا نکتهای بگویدحکایت مریدی که از شیخ خواست تا نکتهای بگویدشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن مریدی شیخ را گفت از حضورنکتهای برگوی شیخش گفت دور2نقل کریںگر شما روها بشویید این زمانآنگهی من نکته آرم در میان3نقل کریںدر نجاست مشک بویی، زان چه سودپیش مستان نکته گویی، زان چه سود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبود شیخی خرقه پوش و نامداربرد از وی دختر سگبان قرارعطار»منطقالطیر»بیان وادی استغنا»حکایت شیخی خرقهپوش که عاشق دختر سگبان شدآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبود شیخی خرقه پوش و نامداربرد از وی دختر سگبان قرارعطار»منطقالطیر»بیان وادی استغنا»حکایت شیخی خرقهپوش که عاشق دختر سگبان شد