عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی عیسی با خم آبگفتگوی عیسی با خم آبشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخورد عیسی آبی از جویی خوش آببود طعم آب خوشتر از جلاب2نقل کریںآن یکی زان آب خم پر کرد و رفتعیسی نیز از خم آبی خورد و رفت3نقل کریںشد ز آب خم همی تلخش دهانباز گردید و عجایب ماند از آن4نقل کریںگفت یا رب آب این خم و آب جویهر دو یک آبست، سر این بگوی5نقل کریںتا چرا تلخ است آب خم چنینوین دگر شیرین ترست از انگبین6نقل کریںپیش عیسی آن خم آمد در سخنگفت ای عیسی منم مردی کهن7نقل کریںزیر این نه کاسه من باری هزارگشتهام هم کوزه هم خم هم طغار8نقل کریںگر کنندم خم هزاران بار نیزنیست جز تلخی مرگم کار نیز9نقل کریںدایم از تلخی مرگم این چنینآب من زانست ناشیرین چنین10نقل کریںآخر ای غافل، ز خم بنیوش رازبیش ازین خود را ز غفلت خر مساز11نقل کریںخویش را گم کردهای ای رازجویپیش از آنکت جان برآید رازجوی12نقل کریںگر نیابی زنده خود را باز توچون بمیری کی شناسی راز تو13نقل کریںنه بهشیاری ترا از خود خبرنه بمردن از وجودت هیچ اثر14نقل کریںزنده پی نابرده، مرده گم شدهزاده مرده لیک نامردم شده15نقل کریںصد هزاران پرده آن درویش راپس چگونه بازیابد خویش را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنایبی را چون اجل آمد فراززو یکی پرسید کای در عین رازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار نایبی در دم مرگاگلی نظمگفت چون سقراط در نزع اوفتادبود شاگردیش، گفت ای اوستادعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی سقراط با شاگردش در دم مرگآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنایبی را چون اجل آمد فراززو یکی پرسید کای در عین رازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار نایبی در دم مرگ
اگلی نظمگفت چون سقراط در نزع اوفتادبود شاگردیش، گفت ای اوستادعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی سقراط با شاگردش در دم مرگ