صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »عذر آوردن مرغان
  4. »گفتگوی عیسی با خم آب

گفتگوی عیسی با خم آب

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
11
خورد عیسی آبی از جویی خوش آب
بود طعم آب خوشتر از جلاب
22
آن یکی زان آب خم پر کرد و رفت
عیسی نیز از خم آبی خورد و رفت
33
شد ز آب خم همی تلخش دهان
باز گردید و عجایب ماند از آن
44
گفت یا رب آب این خم و آب جوی
هر دو یک آبست، سر این بگوی
55
تا چرا تلخ است آب خم چنین
وین دگر شیرین ترست از انگبین
66
پیش عیسی آن خم آمد در سخن
گفت ای عیسی منم مردی کهن
77
زیر این نه کاسه من باری هزار
گشته‌ام هم کوزه هم خم هم طغار
88
گر کنندم خم هزاران بار نیز
نیست جز تلخی مرگم کار نیز
99
دایم از تلخی مرگم این چنین
آب من زانست ناشیرین چنین
1010
آخر ای غافل، ز خم بنیوش راز
بیش ازین خود را ز غفلت خر مساز
1111
خویش را گم کرده‌ای ای رازجوی
پیش از آنکت جان برآید رازجوی
1212
گر نیابی زنده خود را باز تو
چون بمیری کی شناسی راز تو
1313
نه بهشیاری ترا از خود خبر
نه بمردن از وجودت هیچ اثر
1414
زنده پی نابرده، مرده گم شده
زاده مرده لیک نامردم شده
1515
صد هزاران پرده آن درویش را
پس چگونه بازیابد خویش را
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نایبی را چون اجل آمد فراز

زو یکی پرسید کای در عین راز

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار نایبی در دم مرگ

اگلی نظم

گفت چون سقراط در نزع اوفتاد

بود شاگردیش، گفت ای اوستاد

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی سقراط با شاگردش در دم مرگ

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00