عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار عباسه دربارهٔ نفسگفتار عباسه دربارهٔ نفسشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیک شبی عباسه گفت ای حاضراناین همه گر پر شوند از کافران22نقل کریںپس همه از ترکمانی پر فضولاز سر صدقی کنند ایمان قبول33نقل کریںاین تواند بود، اما آمدندانبیا این صد هزار و بیست و اند44نقل کریںتا شود این نفس کافر یک زمانیا مسلمان یا بمیرد در میان55نقل کریںاین نیارستند کرد و آن رواستدر میان چندین تفاوت از چه خاست66نقل کریںما همه در حکم نفس کافریمدر درون خویش کافر پروریم77نقل کریںکافریست این نفس نافرمان چنینکشتن او کی بود آسان چنین88نقل کریںچون مدد میگیرد این نفس از دو راهبس عجب باشد اگر گردد تباه99نقل کریںدل سوار مملکت آمد مقیمروز و شب این نفس سگ او را ندیم1010نقل کریںاسب چندانی که میتازد سواربر بر او میدود سگ در شکار1111نقل کریںهرک دل از حضرت جانان گرفتنفس از دل نیز هم چندان گرفت1212نقل کریںهرک این سگ را به مردی کرد بنددر دو عالم شیرآرد در کمند1313نقل کریںهرک این سگ را زبون خویش کردگرد کفشش را نیابد هیچ مرد1414نقل کریںهرک این سگ را نهد بندی گرانخاک او بهتر ز خون دیگران◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیافت مردی گورکن عمری درازسایلی گفتش که چیزی گوی بازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت گور کنی که عمر دراز یافتاگلی نظمژندهای پوشید، میشد پیر راهناگهان او رابدید آن پادشاهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی سالک ژندهپوش با پادشاه◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیافت مردی گورکن عمری درازسایلی گفتش که چیزی گوی بازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت گور کنی که عمر دراز یافت
اگلی نظمژندهای پوشید، میشد پیر راهناگهان او رابدید آن پادشاهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی سالک ژندهپوش با پادشاه