عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بودحکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بودشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںداشت ریشی بس بزرگ آن ابلهیغرقه شد در آب دریا ناگهی2نقل کریںدیدش از خشکی مگر مردی سرهگفت از سر برفکن آن توبره3نقل کریںگفت نیست آن توبره، ریش منستنیست خود این ریش، تشویش منست4نقل کریںگفت احسنت اینت ریش و اینت کارتو فروده اینت خواهد کشت زار5نقل کریںای چو بز از ریش خود شرمیت نهبرگرفته ریش و آزرمیت نه6نقل کریںتا ترا نفسی و شیطانی بوددر تو فرعونی و هامانی بود7نقل کریںپشم درکش همچو موسی کون راریش گیر آنگاه این فرعون را8نقل کریںریش این فرعون گیر و سخت دارجنگ ریشاریش کن مردانهوار9نقل کریںپای درنه، ترک ریش خویش گیرتا کیت زین ریش، ره در پیش گیر10نقل کریںگرچه از ریشت به جز تشویش نیستیک دمت پروای ریش خویش نیست11نقل کریںدر ره دین آن بود فرزانهایکو ندارد ریش خود را شانهای12نقل کریںخویش را از ریش خود آگه کندریش را دستار خوان ره کند13نقل کریںنه به جز خونابه آبی یابد اونه به جز از دل کبابی یابد او14نقل کریںگر بود گازر، نبیند آفتابور بود دهقان، نیارد میغ آب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعابدی بودست در وقت کلیمدر عبادت بود روز و شب مقیمعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بوداگلی نظمصوفیی چون جامه شستی گاه گاهمیغ کردی جملهٔ عالم سیاهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت صوفیی که هرگاه جامه میشست باران میآمدآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعابدی بودست در وقت کلیمدر عبادت بود روز و شب مقیمعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بود
اگلی نظمصوفیی چون جامه شستی گاه گاهمیغ کردی جملهٔ عالم سیاهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت صوفیی که هرگاه جامه میشست باران میآمد