عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»به کعبه رفتن رابعهبه کعبه رفتن رابعهشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرابعه در راه کعبه هفت سالگشت بر پهلو زهی تاج الرجال2نقل کریںچون به نزدیک حرم آمد به کامگفت آخر یافتم حجی تمام3نقل کریںقصد کعبه کرد روز حج گزارشد همی عذر زنانش آشکار4نقل کریںبازگشت از راه و گفت ای ذوالجلالراه پیمودم به پهلو هفت سال5نقل کریںچون بدیدم روز بازاری چنیناوفکندی در رهم خاری چنین6نقل کریںیا مرا در خانهٔ من ده قراریا نه اندر خانهٔ خویشم گذار7نقل کریںتا نباشد عاشقی چون رابعهکی شناسد قدر صاحب واقعه8نقل کریںتا تو میگردی درین بحر فضولموج برمیخیزد از رد و قبول9نقل کریںگه ز پیش کعبه بازت میدهندگه درون دیر رازت میدهند10نقل کریںگر ازین گرداب سر بیرون کنیهر نفس جمعیتی افزون کنی11نقل کریںور درین گرداب مانی مبتلاسر بسی گردد ترا چون آسیا12نقل کریںبوی جمعیت نیابی یک نفسمیبشولد وقت تو از یک مگس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبود آن دیوانه دل برخاستهبرهنه میرفت و خلق آراستهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دیوانهای برهنه که جبهای ژنده به او بخشیدنداگلی نظمبود در کنجی یکی دیوانه خوارپیش او شد آن عزیز نامدارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دیوانهای که از مگس و کیک در عذاب بودآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبود آن دیوانه دل برخاستهبرهنه میرفت و خلق آراستهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دیوانهای برهنه که جبهای ژنده به او بخشیدند
اگلی نظمبود در کنجی یکی دیوانه خوارپیش او شد آن عزیز نامدارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دیوانهای که از مگس و کیک در عذاب بود