عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دیوانهای برهنه که جبهای ژنده به او بخشیدندحکایت دیوانهای برهنه که جبهای ژنده به او بخشیدندشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبود آن دیوانه دل برخاستهبرهنه میرفت و خلق آراسته22نقل کریںگفت یا رب جبهای ده محکممهمچو خلقان دگر کن خرمم33نقل کریںهاتفش آواز داد و گفت هینآفتاب گرم دادم درنشین44نقل کریںگفت یا رب تا کیم داری عذابجبهای نبود ترا به ز آفتاب؟55نقل کریںگفت رو ده روز دیگر صبرکنتا ترا یک جبه بخشم بیسخن66نقل کریںچون بشد ده روز، مرد سوختهجبهای آورد بر هم دوخته77نقل کریںصد هزاران پاره بر وی بیش بودزانکه آن بخشنده بس درویش بود88نقل کریںمرد مجنون گفت: «ای دانای رازژندهای بر دوختی زان روز باز99نقل کریںدر خزانهات جامهها جمله بسوختکاین همه ژنده همیبایست دوخت1010نقل کریںصد هزاران ژنده بر هم دوختیاین چنین درزی ز که آموختی؟»1111نقل کریںکار آسان نیست با درگاه اوخاک میباید شدن در راه او1212نقل کریںبس کسا کامد بدین درگه ز دورگه بسوخت و گه فروخت از نار و نور1313نقل کریںچون پس از عمری به مقصودی رسیدعین حسرت گشت و مقصودی ندید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشیخ نوقانی به نیشابور شدرنج راه آمد برو رنجور شدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت شیخ نوقانیاگلی نظمرابعه در راه کعبه هفت سالگشت بر پهلو زهی تاج الرجالعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»به کعبه رفتن رابعه◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشیخ نوقانی به نیشابور شدرنج راه آمد برو رنجور شدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت شیخ نوقانی
اگلی نظمرابعه در راه کعبه هفت سالگشت بر پهلو زهی تاج الرجالعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»به کعبه رفتن رابعه