عطار»منطقالطیر»بیان وادی طلب»گفتار یوسف همدان دربارهٔ صبرگفتار یوسف همدان دربارهٔ صبرشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیوسف همدان، امام روزگارصاحب اسرار جهان، بینای کار22نقل کریںگفت چندانی که از بالا و پستدیده ور میبنگرد در هرچ هست33نقل کریںهست یک یک ذره یعقوب دگریوسف گم کرده میپرسد خبر44نقل کریںدرد باید در ره او انتظارتا درین هر دو برآید روزگار55نقل کریںور درین هر دو نیابی کار بازسر مکش زنهار از این اسرار باز66نقل کریںدر طلب صبری بباید مرد راصبر خود کی باشد اهل درد را77نقل کریںصبر کن گر خواهی وگر نه، بسیبوک جایی راه یابی از کسی88نقل کریںهمچو آن طفلی که باشد در شکمهم چنان با خود نشین با خود به هم99نقل کریںاز درون خود مشو بیرون دمینانت اگر باید همی خور خون دمی1010نقل کریںقوت آن طفل شکم خونست بسوین همه سودا ز بیرونست بس1111نقل کریںخون خورو در صبر بنشین مردوارتا برآید کار تو از دست کار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدید مجنون را عزیزی دردناککو میان ره گذر میبیخت خاکعطار»منطقالطیر»بیان وادی طلب»حکایت مجنون که خاک میبیخت تا لیلی را بیابداگلی نظمشیخ مهنه بود در قبضی عظیمشد به صحرا دیده پر خون، دل دو نیمعطار»منطقالطیر»بیان وادی طلب»گفتگوی شیخ ابوسعید مهنه با پیری روشنضمیر دربارهٔ صبر◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدید مجنون را عزیزی دردناککو میان ره گذر میبیخت خاکعطار»منطقالطیر»بیان وادی طلب»حکایت مجنون که خاک میبیخت تا لیلی را بیابد
اگلی نظمشیخ مهنه بود در قبضی عظیمشد به صحرا دیده پر خون، دل دو نیمعطار»منطقالطیر»بیان وادی طلب»گفتگوی شیخ ابوسعید مهنه با پیری روشنضمیر دربارهٔ صبر