عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت صوفی و انگبین فروشحکایت صوفی و انگبین فروششاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںصوفیی میرفت در بغداد زوددر میان راه آوازی شنود22نقل کریںکان یکی گفت انگبین دارم بسیمیفروشم سخت ارزان، کو کسی33نقل کریںشیخ صوفی گفت ای مرد صبورمیدهی هیچی به هیچی، گفت دور44نقل کریںتو مگر دیوانهای ای بوالهوسکس به هیچی کی دهد چیزی به کس55نقل کریںهاتفی گفتش کهای صوفی درآییک دکان زینجا که هستی برترآی66نقل کریںتا به هیچی ما همه چیزت دهیمور دگر خواهی بسی نیزت دهیم77نقل کریںهست رحمت آفتابی تافتهجملهٔ ذرات را دریافته88نقل کریںرحمت او بین که با پیغمبریدر عتاب آمد برای کافری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیک شبی روح الامین در سدره بودبانگ لبیکی ز حضرت میشنودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفتاگلی نظمحق تعالی گفت قارون زار زارخواند ای موسی ترا هفتاد بارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت موسی و قارون◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیک شبی روح الامین در سدره بودبانگ لبیکی ز حضرت میشنودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفت
اگلی نظمحق تعالی گفت قارون زار زارخواند ای موسی ترا هفتاد بارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت موسی و قارون