عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت موسی و قارونحکایت موسی و قارونشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحق تعالی گفت قارون زار زارخواند ای موسی ترا هفتاد بار2نقل کریںتو ندادی هیچ باز او را جوابگر بزاری یک رهم کردی خطاب3نقل کریںشاخ شرک از جان او برکندمیخلعت دین در سرش افکندمی4نقل کریںکردی ای موسی به صد دردش هلاکخاکسارش سر فرودادی به خاک5نقل کریںگر تو او را آفریده بودییدر عذابش آرمیده بودیی6نقل کریںآنک بر بیرحمتان رحمت کنداهل رحمت را ولی نعمت کند7نقل کریںهست دریاهای فضلش بیدریغدر بر آن جرمها یک اشک میغ8نقل کریںهرک را باشد چنان بخشایشیکی تغیر آرد از آلایشی9نقل کریںهرک او عیب گنهکاران کندخویش را از خیل جباران کند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصوفیی میرفت در بغداد زوددر میان راه آوازی شنودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت صوفی و انگبین فروشاگلی نظمچون بمرد آن مرد مفسد در گناهگفت میبردند تابوتش به راهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت زاهدی خودپسند که از مردهای احتراز جستآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصوفیی میرفت در بغداد زوددر میان راه آوازی شنودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت صوفی و انگبین فروش
اگلی نظمچون بمرد آن مرد مفسد در گناهگفت میبردند تابوتش به راهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت زاهدی خودپسند که از مردهای احتراز جست