عطار»منطقالطیر»حکایت بوتیمار»گفتگوی مرد دیدهور با دریاگفتگوی مرد دیدهور با دریاشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: آزاده، گروه چامهخوانآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدیدهور مردی به دریا شد فرودگفت: ای دریا! چرا داری کبود؟22نقل کریںجامهٔ ماتم چرا پوشیدهای؟نیست هیچ آتش، چرا جوشیدهای؟33نقل کریںداد دریا آن نکو دل را جوابکز فراق دوست دارم اضطراب44نقل کریںچون ز نامردی نیَم من مرد اوجامه، نیلی کردهام از درد او55نقل کریںخشکلب بنشستهام مدهوش منزآتش عشق، آب من شد جوشزن66نقل کریںگر بیابم قطرهای از کوثرشزندهٔ جاوید گردم بر درش77نقل کریںورنه چون من صد هزاران خشکلبمیبمیرد در ره او روز و شب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپس درآمد زود بوتیمار پیشگفت: ای مرغان من و تیمار خویش!عطار»منطقالطیر»حکایت بوتیمار»حکایت بوتیمار◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهگروه چامهخوانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپس درآمد زود بوتیمار پیشگفت: ای مرغان من و تیمار خویش!عطار»منطقالطیر»حکایت بوتیمار»حکایت بوتیمار