عطار»منطقالطیر»حکایت بوتیمار»گفتگوی مرد دیدهور با دریاگفتگوی مرد دیدهور با دریاشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: آزاده، گروه چامهخوانآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدیدهور مردی به دریا شد فرودگفت: ای دریا! چرا داری کبود؟2نقل کریںجامهٔ ماتم چرا پوشیدهای؟نیست هیچ آتش، چرا جوشیدهای؟3نقل کریںداد دریا آن نکو دل را جوابکز فراق دوست دارم اضطراب4نقل کریںچون ز نامردی نیَم من مرد اوجامه، نیلی کردهام از درد او5نقل کریںخشکلب بنشستهام مدهوش منزآتش عشق، آب من شد جوشزن6نقل کریںگر بیابم قطرهای از کوثرشزندهٔ جاوید گردم بر درش7نقل کریںورنه چون من صد هزاران خشکلبمیبمیرد در ره او روز و شب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپس درآمد زود بوتیمار پیشگفت: ای مرغان من و تیمار خویش!عطار»منطقالطیر»حکایت بوتیمار»حکایت بوتیمارآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهگروه چامهخوانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپس درآمد زود بوتیمار پیشگفت: ای مرغان من و تیمار خویش!عطار»منطقالطیر»حکایت بوتیمار»حکایت بوتیمار