عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کردحکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کردشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشیخ بوبکر نشابوری به راهبا مریدان شد برون از خانقاه22نقل کریںشیخ بر خر بود بیاصحابناکرد ناگه خر مگر بادی رها33نقل کریںشیخ را زان باد حالت شد پدیدنعرهای زد، جامه بر هم میدرید44نقل کریںهم مریدان هم کسی کان دید ازوهیچ کس فی الجمله نپسندید ازو55نقل کریںبعد از آن کرد آن یکی از وی سؤالکاخر اینجا در که کردای شیخ حال66نقل کریںگفت چندانی که میکردم نگاهبود از اصحاب من بگرفته راه77نقل کریںبود هم از پیش و هم از پس مریدگفتم الحق کم نیم از بایزید88نقل کریںهم چنین که امروز خویش آراستهبا مریدانم ز جان برخاسته99نقل کریںبیشکی فردا خوشی در عز و نازدرروم در دشت محشر سرفراز1010نقل کریںگفت چون این فکر کردم، از قضاکرد خر این جایگه بادی رها1111نقل کریںیعنی آن کو میزند این شیوه لافخر جوابش میدهد، چند از گزاف1212نقل کریںزین سبب چون آتشم در جان فتادجای حالم بود و حالم زان فتاد1313نقل کریںتا تو در عجب و غروری ماندهایاز حقیقت دور دوری ماندهای1414نقل کریںعجب بر هم زن، غرورت رابسوزحاضر از نفسی، حضورت را بسوز1515نقل کریںای بگشته هر دم از لونی دگردر بن هر موی فرعونی دگر1616نقل کریںتا ز تو یک ذره باقی ماندستصد نشان از تو نفاقی ماندست1717نقل کریںاز منی گر ایمنی باشد ترابا دو عالم دشمنی باشد ترا1818نقل کریںگر تو روزی در فنای تن شویگر همه شب در شبی روشن شوی1919نقل کریںمن مگو ای از منی در صد بلاتا به ابلیسی نگردی مبتلا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیشد آن سقا مگر آبی به کفدید سقایی دگر در پیش صفعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»سقایی که از سقای دیگر آب خواستاگلی نظمحق تعالی گفت با موسی به رازکاخر از ابلیس رمزی جوی بازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت رازجویی موسی از ابلیس◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممیشد آن سقا مگر آبی به کفدید سقایی دگر در پیش صفعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»سقایی که از سقای دیگر آب خواست
اگلی نظمحق تعالی گفت با موسی به رازکاخر از ابلیس رمزی جوی بازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت رازجویی موسی از ابلیس