عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»عابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بودعابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بودشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعابدی کز حق سعادت داشت اوچار صد ساله عبادت داشت او2نقل کریںاز میان خلق بیرون رفته بودراز زیر پرده با حق گفته بود3نقل کریںهم دمش حق بود و او همدم بس استگر نباشد او و دم، حق هم بس است4نقل کریںحایطی بودش درختی در میانبر درختش کرد مرغی آشیان5نقل کریںمرغ خوش الحان و خوش آواز بودزیر یک آواز او صد راز بود6نقل کریںیافت عابد از خوش آوازی اواندکی انسی بدمسازی او7نقل کریںحق سوی پیغامبر آن روزگارروی کرد و گفت، با آن مرد کار8نقل کریںمیبباید گفت، کاخر ای عجباین همه طاعت بکردی روز و شب9نقل کریںسالها از شوق من میسوختیتا به مرغی آخرم بفروختی10نقل کریںگرچه بودی مرغ زیرک از کمالبانگ مرغی کردت آخر در جوال11نقل کریںمن ترا بخریده و آموختهتو ز نااهلی مرا بفروخته12نقل کریںمن خریدار تو، تو بفروختیمما وفاداری ز تو آموختیم13نقل کریںتو بدین ارزان فروشی هم مباشهمدمت ماییم، بی همدم مباش14نقل کریںدیگری گفتش دلم پر آتش استزانک زاد و بود من جای خوش است15نقل کریںهست قصری زرنگار و دلگشایخلق را نظارهٔ او جان فزای16نقل کریںعالمی شادی مرا حاصل ازوچون توانم برگرفتن دل ازو17نقل کریںشاه مرغانم در آن قصر بلندچون کشم آخر درین وادی گزند18نقل کریںشهریاری چون دهم کلی ز دستچون کنم بی آن چنان قصری نشست19نقل کریںهیچ عاقل رفت از باغ ارمتا که بیند در سفر داغ و الم20نقل کریںگفت ای دون همت نامرد توسگ نه ای ، گلخن چه خواهی کرد تو21نقل کریںگلخنست این جملهٔ دنیای دونقصر تو چندست ازین گلخن کنون22نقل کریںقصر تو گر خلد جنت آمدستبا اجل زندان محنت آمدست23نقل کریںگر نبودی مرگ را بر خلق دستلایق افتادی درین منزل نشست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرفت شیخ بصره پیش رابعهگفت ای در عشق صاحب واقعهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»نکتهای که شیخ بصره از رابعه پرسیداگلی نظمشهریاری کرد قصری زرنگارخرج شد دینار بر وی صد هزارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت شهریاری که قصری زرنگار کردآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرفت شیخ بصره پیش رابعهگفت ای در عشق صاحب واقعهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»نکتهای که شیخ بصره از رابعه پرسید
اگلی نظمشهریاری کرد قصری زرنگارخرج شد دینار بر وی صد هزارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت شهریاری که قصری زرنگار کرد