صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »عذر آوردن مرغان
  4. »عابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بود

عابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بود

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

صداکار: آزاده
Toggle stanza 1
11
عابدی کز حق سعادت داشت او
چار صد ساله عبادت داشت او
22
از میان خلق بیرون رفته بود
راز زیر پرده با حق گفته بود
33
هم دمش حق بود و او همدم بس است
گر نباشد او و دم، حق هم بس است
44
حایطی بودش درختی در میان
بر درختش کرد مرغی آشیان
55
مرغ خوش الحان و خوش آواز بود
زیر یک آواز او صد راز بود
66
یافت عابد از خوش آوازی او
اندکی انسی بدمسازی او
77
حق سوی پیغامبر آن روزگار
روی کرد و گفت، با آن مرد کار
88
می‌بباید گفت، کاخر ای عجب
این همه طاعت بکردی روز و شب
99
سالها از شوق من می‌سوختی
تا به مرغی آخرم بفروختی
1010
گرچه بودی مرغ زیرک از کمال
بانگ مرغی کردت آخر در جوال
1111
من ترا بخریده و آموخته
تو ز نااهلی مرا بفروخته
1212
من خریدار تو، تو بفروختیم
ما وفاداری ز تو آموختیم
1313
تو بدین ارزان فروشی هم مباش
هم‌دمت ماییم، بی هم‌دم مباش
1414
دیگری گفتش دلم پر آتش است
زانک زاد و بود من جای خوش است
1515
هست قصری زرنگار و دلگشای
خلق را نظارهٔ او جان فزای
1616
عالمی شادی مرا حاصل ازو
چون توانم برگرفتن دل ازو
1717
شاه مرغانم در آن قصر بلند
چون کشم آخر درین وادی گزند
1818
شهریاری چون دهم کلی ز دست
چون کنم بی آن چنان قصری نشست
1919
هیچ عاقل رفت از باغ ارم
تا که بیند در سفر داغ و الم
2020
گفت ای دون همت نامرد تو
سگ نه ای ، گلخن چه خواهی کرد تو
2121
گلخنست این جملهٔ دنیای دون
قصر تو چندست ازین گلخن کنون
2222
قصر تو گر خلد جنت آمدست
با اجل زندان محنت آمدست
2323
گر نبودی مرگ را بر خلق دست
لایق افتادی درین منزل نشست
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رفت شیخ بصره پیش رابعه

گفت ای در عشق صاحب واقعه

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»نکته‌ای که شیخ بصره از رابعه پرسید

اگلی نظم

شهریاری کرد قصری زرنگار

خرج شد دینار بر وی صد هزار

عطار»منطق‌الطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت شهریاری که قصری زرنگار کرد

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00