عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»سوگواری مردی که بیقرار و پند بیدلی به اوسوگواری مردی که بیقرار و پند بیدلی به اوشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںابلهی را میوهٔ دل مرده بودصبر و آرام و قرارش برده بود2نقل کریںاز پس تابوت میشد سوگواربیقراری، وانگهی میگفت زار3نقل کریںکای جهان نادیدهٔ من چون شدیهیچ نادیده جهان بیرون شدی4نقل کریںبیدلی چون آن شنید و کار دیدگفت صد باره جهان انگار دید5نقل کریںگر جهان با خویش خواهی برد توهم جهان نادیده خواهی مرد تو6نقل کریںتا که تو نظارهٔ عالم کنیعمر شد کی درد را مرهم کنی7نقل کریںتا نپردازی تو از نفس خسیسدر نجاست گم شد این جان نفیس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبس سبک مردی گران جان میدویددر بیابانی به درویشی رسیدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مردی گران جان که در بیابان به درویشی رسیداگلی نظمعود میسوخت آن یکی غافل بسیآخ میزد از خوشی آنجا کسیعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت غافلی که عود میسوختآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبس سبک مردی گران جان میدویددر بیابانی به درویشی رسیدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مردی گران جان که در بیابان به درویشی رسید
اگلی نظمعود میسوخت آن یکی غافل بسیآخ میزد از خوشی آنجا کسیعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت غافلی که عود میسوخت