عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت موسی و قارونحکایت موسی و قارونشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںحق تعالی گفت قارون زار زارخواند ای موسی ترا هفتاد بار22نقل کریںتو ندادی هیچ باز او را جوابگر بزاری یک رهم کردی خطاب33نقل کریںشاخ شرک از جان او برکندمیخلعت دین در سرش افکندمی44نقل کریںکردی ای موسی به صد دردش هلاکخاکسارش سر فرودادی به خاک55نقل کریںگر تو او را آفریده بودییدر عذابش آرمیده بودیی66نقل کریںآنک بر بیرحمتان رحمت کنداهل رحمت را ولی نعمت کند77نقل کریںهست دریاهای فضلش بیدریغدر بر آن جرمها یک اشک میغ88نقل کریںهرک را باشد چنان بخشایشیکی تغیر آرد از آلایشی99نقل کریںهرک او عیب گنهکاران کندخویش را از خیل جباران کند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصوفیی میرفت در بغداد زوددر میان راه آوازی شنودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت صوفی و انگبین فروشاگلی نظمچون بمرد آن مرد مفسد در گناهگفت میبردند تابوتش به راهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت زاهدی خودپسند که از مردهای احتراز جست◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصوفیی میرفت در بغداد زوددر میان راه آوازی شنودعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت صوفی و انگبین فروش
اگلی نظمچون بمرد آن مرد مفسد در گناهگفت میبردند تابوتش به راهعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت زاهدی خودپسند که از مردهای احتراز جست