عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتگوی سالک ژندهپوش با پادشاهگفتگوی سالک ژندهپوش با پادشاهشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںژندهای پوشید، میشد پیر راهناگهان او رابدید آن پادشاه22نقل کریںگفت من به یا تو، هان ای ژنده پوشپیر گفت ای بیخبر، تن زن خموش33نقل کریںگرچه ما را خود ستودن راه نیستکانک او خود را ستود آگاه نیست44نقل کریںلیک چون شد واجبم، چون من یکیبه ز چون تو صد هزاران، بیشکی55نقل کریںزانک جانت روی دین نشناختستنفس تو از تو خری برساختست66نقل کریںوانگهی بر تو نشستهای امیرتو شده در زیر بار او اسیر77نقل کریںبر سرت افسار کرده روز و شبتو به امر او فتاده در طلب88نقل کریںهرچ فرماید ترا، ای هیچکسکام و ناکام آن توانی کرد و بس99نقل کریںلیک چون من سر دین بشناختمنفس سگ را هم خر خود ساختم1010نقل کریںچون خرم شد نفس، بنشستم برونفس سگ بر تست ، من هستم برو1111نقل کریںچون خر من بر تو میگردد سوارچون منی بهتر ز چون تو صد هزار1212نقل کریںای گرفته بر سگ نفست خوشیدر تو افکنده ز شهوت آتشی1313نقل کریںآب تو آرایش شهوت ببرداز دلت و ز تن ز جان قوت ببرد1414نقل کریںتیرگی دیده و کری گوشپیری و نقصان عقل و ضعف هوش1515نقل کریںاین و صد چندین سپاه و لشگرندسر به سرمیر اجل را چاکرند1616نقل کریںروز و شب پیوسته لشگر میرسدیعنی از پس میر ما در می رسد1717نقل کریںچون درآمد از همه سویی سپاههم تو بازافتی و هم نفست ز راه1818نقل کریںخوش خوشی با نفس سگ در ساختیعشرتی با او به هم برساختی1919نقل کریںپای بست عشرت او آمدیزیردست قدرت او آمدی2020نقل کریںچون درآید گرد تو شاه و حشمتو جدا افتی ز سگ، سگ از تو هم2121نقل کریںگر ز هم اینجا جدا خواهید شدپس به فرقت مبتلا خواهید شد2222نقل کریںغم مخور گر با هم اینجا کم رسیمزانک در دوزخ خوشی با هم رسیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیک شبی عباسه گفت ای حاضراناین همه گر پر شوند از کافرانعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار عباسه دربارهٔ نفساگلی نظمآن دو روبه چون به هم همبر شدندپس به عشرت جفت یک دیگر شدندعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دو روباه که شکار خسرو شدند◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیک شبی عباسه گفت ای حاضراناین همه گر پر شوند از کافرانعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتار عباسه دربارهٔ نفس
اگلی نظمآن دو روبه چون به هم همبر شدندپس به عشرت جفت یک دیگر شدندعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دو روباه که شکار خسرو شدند