عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکردحکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکردشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن عزیزی گفت شد هفتاد سالتا ز شادی میکنم و از ناز حال2نقل کریںکین چنین زیبا خداوندیم هستبا خداوندیش پیوندیم هست3نقل کریںچون تو مشغولی بجویایی عیبکی کنی شادی به زیبایی غیب4نقل کریںعیب جویا، تو به چشم عیب بینکی توانی بود هرگز غیب بین5نقل کریںاولا از عیب خلق آزاد شوپس به عشق غیب مطلق شاد شو6نقل کریںموی بشکافی به عیب دیگرانور بپرسم عیب تو کوری در آن7نقل کریںگر به عیب خویشتن مشغولییگرچه بس معیوبیی مقبولیی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبود مجنونی عجب در کوه ساربا پلنگان روز و شب کرده قرارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دیوانهای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بوداگلی نظمبود مستی سخت لایعقل، خرابآب کارش برده کلی کار آبعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکردآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبود مجنونی عجب در کوه ساربا پلنگان روز و شب کرده قرارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت دیوانهای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بود
اگلی نظمبود مستی سخت لایعقل، خرابآب کارش برده کلی کار آبعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکرد