صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »بیان وادی عشق
  4. »حکایت عربی که در عجم افتاد و سر گذشت او با قلندران

حکایت عربی که در عجم افتاد و سر گذشت او با قلندران

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

صداکاران: طاهره خان پور، آزاده
Toggle stanza 1
11
در عجم افتاد خلقی از عرب
ماند از رسم عجم او در عجب
22
در نظاره می‌گذشت آن بی‌خبر
بر قلندر راه افتادش مگر
33
دید مشتی شنگ را، نه سر نه تن
هر دو عالم باخته بی یک سخن
44
جمله کم زن مهره دزد پاک بر
در پلیدی هریک از هم پاک تر
55
هر یکی را کرده‌ای دزدی به دست
هیچ دردی ناچشیده جمله مست
66
چون بدید آن قوم را میلش فتاد
عقل و جان بر شارع سیلش فتاد
77
چون قلندریان چنانش یافتند
آب برده عقل و جانش یافتند
88
جمله گفتندش درآ ای هیچ کس
او درون شد بیش و کم این بود بس
99
کرد رندی مست از یک دردیش
محو شد از خویش و گم شد مردیش
1010
مال و ملک و سیم و زر بودش بسی
برد ازو در یک ندب حالی کسی
1111
رندی آمد دردی افزونش داد
وز قلندر عور سر بیرونش داد
1212
مرد می‌شد همچنان تا با عرب
عور و مفلس، تشنه جان و خشک لب
1313
اهل او گفتند بس آشفته‌ای
کو زر و سیمت، کجا تو خفته‌ای
1414
سیم و زر شد، آمد آشفتن ترا
شوم بود این در عجم رفتن ترا
1515
دزد راهت زد، کجا شد مال تو
شرح ده تا من بدانم حال تو
1616
گفت می‌رفتم خرامان در رهی
اوفتاده بر قلندر ناگهی
1717
هیچ دیگر می‌ندانم نیز من
سیم و زر رفت وشدم ناچیز من
1818
گفت وصف این قلندر کن مرا
گفت وصف اینست و بس قال اندرا
1919
مرد اعرابی فنایی مانده بود
زان همه قال اندرایی مانده بود
2020
پای درنه یا سر خود گیر تو
جان ببر یا نه به جان بپذیر تو
2121
گر تو بپذیری به جان اسرار عشق
جان فشانان سرکنی در کار عشق
2222
جان فشانی و بمانی برهنه
ماندت قال اندرایی دربنه
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گشت عاشق بر ایاز آن مفلسی

این سخن شد فاش در هر مجلسی

عطار»منطق‌الطیر»بیان وادی عشق»حکایت مفلسی که عاشق ایاز شد و گفتگوی او با محمود

اگلی نظم

بود عالی همتی صاحب کمال

گشت عاشق بر یکی صاحب جمال

عطار»منطق‌الطیر»بیان وادی عشق»حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کرد

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00