عطار»منطقالطیر»بیان وادی عشق»حکایت عربی که در عجم افتاد و سر گذشت او با قلندرانحکایت عربی که در عجم افتاد و سر گذشت او با قلندرانشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: طاهره خان پور، آزادهآڈیوطاهره خان پورخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوطاهره خان پورخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عجم افتاد خلقی از عربماند از رسم عجم او در عجب2نقل کریںدر نظاره میگذشت آن بیخبربر قلندر راه افتادش مگر3نقل کریںدید مشتی شنگ را، نه سر نه تنهر دو عالم باخته بی یک سخن4نقل کریںجمله کم زن مهره دزد پاک بردر پلیدی هریک از هم پاک تر5نقل کریںهر یکی را کردهای دزدی به دستهیچ دردی ناچشیده جمله مست6نقل کریںچون بدید آن قوم را میلش فتادعقل و جان بر شارع سیلش فتاد7نقل کریںچون قلندریان چنانش یافتندآب برده عقل و جانش یافتند8نقل کریںجمله گفتندش درآ ای هیچ کساو درون شد بیش و کم این بود بس9نقل کریںکرد رندی مست از یک دردیشمحو شد از خویش و گم شد مردیش10نقل کریںمال و ملک و سیم و زر بودش بسیبرد ازو در یک ندب حالی کسی11نقل کریںرندی آمد دردی افزونش دادوز قلندر عور سر بیرونش داد12نقل کریںمرد میشد همچنان تا با عربعور و مفلس، تشنه جان و خشک لب13نقل کریںاهل او گفتند بس آشفتهایکو زر و سیمت، کجا تو خفتهای14نقل کریںسیم و زر شد، آمد آشفتن تراشوم بود این در عجم رفتن ترا15نقل کریںدزد راهت زد، کجا شد مال توشرح ده تا من بدانم حال تو16نقل کریںگفت میرفتم خرامان در رهیاوفتاده بر قلندر ناگهی17نقل کریںهیچ دیگر میندانم نیز منسیم و زر رفت وشدم ناچیز من18نقل کریںگفت وصف این قلندر کن مراگفت وصف اینست و بس قال اندرا19نقل کریںمرد اعرابی فنایی مانده بودزان همه قال اندرایی مانده بود20نقل کریںپای درنه یا سر خود گیر توجان ببر یا نه به جان بپذیر تو21نقل کریںگر تو بپذیری به جان اسرار عشقجان فشانان سرکنی در کار عشق22نقل کریںجان فشانی و بمانی برهنهماندت قال اندرایی دربنه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگشت عاشق بر ایاز آن مفلسیاین سخن شد فاش در هر مجلسیعطار»منطقالطیر»بیان وادی عشق»حکایت مفلسی که عاشق ایاز شد و گفتگوی او با محموداگلی نظمبود عالی همتی صاحب کمالگشت عاشق بر یکی صاحب جمالعطار»منطقالطیر»بیان وادی عشق»حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کردآڈیوصداکار منتخب کریںطاهره خان پورآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگشت عاشق بر ایاز آن مفلسیاین سخن شد فاش در هر مجلسیعطار»منطقالطیر»بیان وادی عشق»حکایت مفلسی که عاشق ایاز شد و گفتگوی او با محمود
اگلی نظمبود عالی همتی صاحب کمالگشت عاشق بر یکی صاحب جمالعطار»منطقالطیر»بیان وادی عشق»حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کرد