عطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»بیان وادی فقربیان وادی فقرشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبعد ازین وادی فقرست و فناکی بود اینجا سخن گفتن روا22نقل کریںعین وادی فراموشی بودلنگی و کری و بیهوشی بود33نقل کریںصد هزاران سایهٔ جاوید توگم شده بینی ز یک خورشید تو44نقل کریںبحرکلی چون بجنبش کرد راینقشها بر بحر کی ماند بجای55نقل کریںهر دو عالم نقش آن دریاست بسهرک گوید نیست این سوداست بس66نقل کریںهرک در دریای کل گم بوده شددایما گم بودهٔ آسوده شد77نقل کریںدل درین دریای پر آسودگیمینیابد هیچ جز گم بودگی88نقل کریںگر ازین گم بودگی بازش دهندصنع بین گردد، بسی رازش دهند99نقل کریںسالکان پخته و مردان مردچون فرو رفتند در میدان درد1010نقل کریںگم شدن اول قدم، زین پس چه بودلاجرم دیگر قدم را کس نبود1111نقل کریںچون همه در گام اول گم شدندتو جمادی گیر اگر مردم شدند1212نقل کریںعود و هیزم چون به آتش در شوندهر دو بر یک جای خاکستر شوند1313نقل کریںاین به صورت هر دو یکسان باشدتدر صفت فرق فراوان باشدت1414نقل کریںگر پلیدی گم شود در بحر کلدر صفات خود فروماند بذل1515نقل کریںلیک اگر پاکی درین دریا بوداو چون نَبوَد در میان زیبا بود1616نقل کریںنبود او و او بود، چون باشد ایناز خیال عقل بیرون باشد این◆اگلی / پچھلی نظماگلی نظمیک شبی معشوق طوس، آن بحر رازبا مریدی گفت دایم در گدازعطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»گفتار معشوق طوسی (محمد) با مریدش◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمیک شبی معشوق طوس، آن بحر رازبا مریدی گفت دایم در گدازعطار»منطقالطیر»بیان وادی فقر»گفتار معشوق طوسی (محمد) با مریدش