صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 32 - بیان خاتم بخشیدن حضرت امیرمؤمنان (ع) به سائل در بین نماز

بخش 32 - بیان خاتم بخشیدن حضرت امیرمؤمنان (ع) به سائل در بین نماز

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

دارم از بستان حق گلدسته‌ای

واین حدیث خوش ز خودوارسته‌ای

22

سالکی نیکو خصالی مقبلی

در طریق اهل حق صاحبدلی

33

گفت روزی مصطفی بامرتضی

در عبادت بود از بهر خدا

44

پیش حق احرام بسته محو بود

گاه اندر سکر و گه در صحو بود

55

در نماز استاده مستغرق شده

گشته فانی واصل مطلق شده

66

ناگهان یک سائلی فریاد کرد

از عذاب بینوائی داد کرد

77

گفت از بهر کریم لایزال

تو کرم کن بامن درویش حال

88

ز آنکه دارم فقر بیحد در جهان

تو مرااز فقرو محتاجی رهان

99

من بتو امیدوارم در کرم

ز آنکه هستی دردو عالم محترم

1010

هیچکس از خوان تو نومید نیست

غیر را از فضل تو امید نیست

1111

من بتو امیدوارم یا امیر

این فقیر بینوا را دستگیر

1212

پیش بعضی بود سائل جبرئیل

این سخن راگرچه کم دیدم دلیل

1313

بود حیدر در رکوع از بهر حقّ

ناگهان زد سائلی پیشش نطق

1414

دست جود افشاند ناگه مرتضی

داد سائل را ز انگشت او عطا

1515

در رکوع او کرد خود این سروری

داد در راه خدا انگشتری

1616

سائل آن تحفه گرفت و زود رفت

در زیان آمد ولی با سود رفت

1717

چون بدست سائل افتاد آن نگین

گفت من دارم سلیمانی ببین

1818

چون پیمبر گشت فارغ از نماز

گفت با حیدر که هستی اهل راز

1919

این کرم خود در جهان ناید ز کس

خود تو باشی خلق را فریادرس

2020

مصطفی می‌گفت با اصحاب خویش

مرهمی باشد علی بر جان ریش

2121

اندرین گفتار بود آن رهنما

جبرئیل آورد از حقّ انّما

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جیفهٔ دنیا چو مردار آمده

طالب آن کلب کردار آمده

عطار»مظهرالعجایب»بخش 31 - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «الدنیا جیفة وطالبها کلاب»

اگلی نظم

گفت پیغمبر به یاران این سخن

پیک ربّ العالمین آمد بمن

عطار»مظهرالعجایب»بخش 33 - قوله تعالی: «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون»

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور