صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 5 - اشاره به کتاب‌های منظوم شیخ

بخش 5 - اشاره به کتاب‌های منظوم شیخ

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گر ازین مرهم نیابی کام خویش

جوهر الذاّتم بیاور تو به پیش

2

آنچه از وی بشنوی در خویش بین

تاشود سرّ عجایب پیش بین

3

جوهر الذّاتم سخن بی پرده است

همچو اشتر نامه مستی کرده است

4

گر تو از مرغ حقایق پر بری

منطق الطّیرم بخوان تا بر بری

5

مرغ عطّار از زبان حق شنید

لاجرم از آشیان حق پرید

6

چونکه حق بشناختی شیرین به بین

تا شود این دید تو حقّ الیقین

7

رو تو اسرار ولایت گوش کن

و آنگهی جام هدایت نوش کن

8

گر تو از جام محبّت می خوری

جانب شهر ولایت پی بری

9

رو مصیبت نامه را از سر بخوان

تا شود حاصل تو رامقصود جان

10

گر الهی نامه را گیری بگوش

جام وحدت را کنی بی شبهه نوش

11

پندنامه گر بیابی در جهان

تو عزیزش دار همچون جان جان

12

تا بیابی عزّت دنیا و دین

آنگهی بر تخت سلطانی نشین

13

رو بذکر اولیا مشغول شو

و آنگهی چون تذکره مقبول شو

14

همچو ایشان ترک کن تجرید شو

دور روزی چند ازتقلید شو

15

من کتب بسیاردارم در جهان

لیک مظهر را عجایب نیک دان

16

مظهر کلّ عجایب حیدر است

در میان سالکان او رهبر است

17

ختم کردم این کتب بر نام او

زآنکه دارم مستیی از جام او

18

هر که او از جام تو یک قطره خورد

گوی دولت از میانه او ببرد

19

ای تو درمقصود یکتا آمده

مظهر سرّ هویدا آمده

20

احمد مرسل چو رویت را بدید

گفت اینک نور حق از حق رسید

21

حق بسی گفته ثنا در شأن او

گر نمی‌دانی بخوان قرآن او

22

گر تو از قرآن حق منکر شوی

بیشکی میدان که تو کافر شوی

23

ای ز بینش مقصد و مقصود حق

وی بدانش برده تو از کلّ سبق

24

ای تو درعالم محقّق آمده

نور تو با ذات ملحق آمده

25

پرتو ذات الهی بود تو

بحرها چون شبنمی از جود تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای به دنیا جمله مقصود آمده

پرتوی از نور معبود آمده

عطار»مظهرالعجایب»بخش 4 - در نعت اولاد مرتضی علیهم السلام که قرةالعین رسولند

اگلی نظم

این چنین گفته است نجم الدین ما

آنکه بود اندر جهان از اولیا

عطار»مظهرالعجایب»بخش 6 - حدیثی منقول از شیخ نجم الدین کبری خوارزمی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور