صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مظهرالعجایب
  3. »بخش 3 - در نعت شاه اولیا علی علیه السلام

بخش 3 - در نعت شاه اولیا علی علیه السلام

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

دین اگر خواهی سخن راراست گو

باش تابع بر امام راستگو

2

شهسوار لو کشف شیر خدا

از خدا دانی جهان را رهنما

3

آن امامی کو بحق اسرار گفت

گفت با منصور و هم با دارگفت

4

مصطفی سرّ خدا با او بگفت

از حقایق ذرّه‌ای کی او نهفت

5

مصطفی اسرار حق از وی شنفت

هم از او بشنید و هم با او بگفت

6

او همیدانست سرّ من لدن

زان همی فرمود ز اسرار او سخن

7

سرّ اسرار خدائی او بود

نور انوار عطائی او بود

8

سرّ اسرار محمد دان که اوست

خود بدانستی که آخر هم خود اوست

9

تو مگر قرآن نخواندی ای پسر

یا مگر از حق نداری تو خبر

10

سالها در جهل و ظلمت رفته‌ای

وز تعصّب گرد دوزخ تفته‌ای

11

ای تو را دنیا و دین بس نادرست

چون تو را ناپاکیی از اصل رست

12

ای تو مردود ضروری آمده

در صور کوشیده صوری آمده

13

رو ز صورت بگذر و حق را ببین

تا شود این صورتت حقّ الیقین

14

حق نخواهی دید الاّ با علی

رهبر کلّ جهانست آن ولیّ

15

باز گویم سرّ اسرارت تمام

گر تو هستی واقف سرّ کلام

16

نی خدا گفته است با او هل اتی

نی خدا گفته است با او انّما

17

نی خدا گفته است بلّغ در کلام

گر بدانی علم تو گردد تمام

18

گفت با آدم خدا که برمگیر

گندم و درعالم جان تو ممیر

19

حیدر کرّار گندم را نخورد

زان سبب در ملک معنی او نمرد

20

این سخن را بی زبان عطّار گفت

و اینچنین درّ یقین عطّار سفت

21

گر تو مرد حقّی این سرّ گوش کن

در زبان خامشی خاموش کن

22

کین زبان را خود زبانی دیگر است

وین سخن را خود بیانی دیگر است

23

این سخن در مدرسه با درس نیست

در میان عاشقان خود ترس نیست

24

چار عنصر راگذارو فرد باش

در میان عاشقان خود مرد باش

25

اولیا با انبیاء هر دو یکند

هر دونور ذات بیچون بی شکند

26

مصطفی ختم رسل شد در جهان

مرتضی ختم ولایت در عیان

27

جمله فرزندان حیدر ز اولیا

جمله یک نورند حق کرد این ندا

28

پاک و معصوم و مطّهر چون نبی

این سخن را می نداند هر صبی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن محمد ختم و خیرالمرسلین

آن محمد نور ربّ العالمین

عطار»مظهرالعجایب»بخش 2 - در نعت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم

اگلی نظم

ای به دنیا جمله مقصود آمده

پرتوی از نور معبود آمده

عطار»مظهرالعجایب»بخش 4 - در نعت اولاد مرتضی علیهم السلام که قرةالعین رسولند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور