صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »خسرونامه
  3. »بخش 38 - غزل گفتن ارغنون ساز در مجلس خسرو و عشرت كردن

بخش 38 - غزل گفتن ارغنون ساز در مجلس خسرو و عشرت كردن

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

می جان پرورم ده در صبوحی

لان الرّاح ریحانی و روحی

22

یک امشب از قدح می نوش تا لب

که فردا را امیدی نیست تا شب

33

چو بادی دی شد و فردا نیامد

غم ما را سری پیدا نیامد

44

بهاریخوش بخور با صبح خیزان

که عمرت پیش دارد برگ ریزان

55

چو مرغ صبحگاهی زد پر وبال

پر و بالی بزن تا خوش شود حال

66

ز دور باده گر دلشاد گردی

دمی از جور چرخ آزاد گردی

77

چو می بر بایدت دور زمانه

دمی بنشین بعشرت شادمانه

88

که چون کشتی عمر افتد بگرداب

امان نبود که یک شربت خوری آب

99

ترا عمری که با صد گونه پیچست

یک امروزست و آنهم پی بهیچست

1010

سحرخیزا می بنشسته درده

ز پسته بوسهٔ سر بسته در ده

1111

برآورهای و هویی همچو مستان

ز نقد عمر داد وقت بستان

1212

میی در ده که جمله سر براهیم

که مهمان جهان از دیرگاهیم

1313

میی در ده تو ای سرو سهی، زود

که زود از ما جهان خواهد تهی بود

1414

ز صد شادی دلت آرام یابد

اگر یک باده در تو کام یابد

1515

بیا تا امشبی دلشاد باشیم

شبی از غم چو سرو آزاد باشیم

1616

بشادی آستینی بر فشانیم

چوتنگ آید اجل مرکب برانیم

1717

دمی بر بانگ چنگ و ناله نی

سراسر کن قدح، در ده پیاپی

1818

برآمد از جهان آواز مستان

ببد مستی جهان را داد بستان

1919

می و معشوق و عشق و روز نوروز

ز توبه توبه باید کرد امروز

2020

بیار آن بادهٔ خوشبوی چون مشک

که تا تر گردد از می مان لب خشک

2121

چو مطرب این غزل برگفت شهزاد

میان باغ از مستی بیفتاد

2222

سوی قصر گلش بردند از باغ

رخ گل شد از آن چون لاله پر داغ

2323

چو دیگر روز از این طاق مقرنس

جهان پوشیده شد در زرد اطلس

2424

همه روی زمین بگرفته زردی

به یک ره آسمان شد لاجوردی

2525

بیامد خسرو و بر تخت بنشست

بمخموری گرفته جام در دست

2626

ز سر در، مجلسی نو، ساز کردند

همه ساز طرب آغاز کردند

2727

یکی ساقی خاص شاه، بی ریش

کزو دل ریش میکندی ز تشویش

2828

شکر دزدیده لعلش درمزیده

بجان زرداده دشنامش خریده

2929

اگر بفروختی عالم سزیدی

بر آنکس کو ازو بوسی خریدی

3030

لب او رهزن پیر و جوان بود

بدندان همه پیران ازان بود

3131

صلای تلخ می در داد ساقی

ز شیرینی خود نگذاشت باقی

3232

چو باده پای کوبان بر سر آمد

شه از یک کاسه چون دیگی برآمد

3333

چو شه را باده در سر کارگر شد

بمطرب گفت خسرو بیخبر شد

3434

برای کوری شاه سپاهان

بزن ای نغمه زن راه سپاهان

3535

یکی یوسف جمالی عود برداشت

زبان در نغمهٔ داود برداشت

3636

شکر لب چون بریشم بست بر عود

ز پرده برگشاد آواز داود

3737

چو گوش کرّنا مالید هموار

بسر گردید گردون کرّناوار

3838

ز مجلس الصّلای نوش برخاست

ز دل فریاد و از جان جوش برخاست

3939

درآمد مرغ بریان مرحبا گوی

بصد الحان صراحی الصّلا گوی

4040

صراحی خود نفس تا پیش و پس داشت

مگر از باده تنگی نفس داشت

4141

می چون خون بی اندازه میشد

جگر زان خون ببر در تازه میشد

4242

جگر را بود آن می آب کسنی

کسی کان می بخورد او بود کس نی

4343

زمانی بود خوانی بر کشیدند

جهانی تا جهانی برکشیدند

4444

صراحی از قفا خوردن باستاد

قدح از آب تا گردن باستاد

4545

بیاوردند از صد گونه جلّاب

قدح پرماهیان کرده چو سیماب

4646

چو دف از سر قدح یکسان ز هر سو

بپای افگنده همچون چنگ گیسو

4747

چو شربت رفت خوانسالار بنهاد

زهر نوعی ابا بسیار بنهاد

4848

ندیده بود هرگز گرده ماه

ز خوان آسمان چون خوان آن شاه

4949

نواله داشت در بر نان ز هر سوی

هریسه داشت در سر خوان زهر سوی

5050

ابا و قلیه و حلوا و بریان

نهاده تا بشیر مرغ بر خوان

5151

چو نان شد خورده آمد خادمی چست

بطشت و آب هر کس دست میشست

5252

چوخوان از پیش خسرو بر گرفتند

طری مجلس نو بر گرفتند

5353

شه از ساقی گلرخ جام درخواست

زهرمطرب سماع عام درخواست

5454

بیک ره مطربان نام بردار

نهادند آنچه دانستند در کار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

درآمداِکدشی دوشیزه ناگاه

پریشان کرده مشک تازه بر ماه

عطار»خسرونامه»بخش 37 - نواختن مطرب

اگلی نظم

یکی پیری که او در پشت خم داشت

رگ و پی جمله بیرون شکم داشت

عطار»خسرونامه»بخش 39 - در صفت چنگ

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور