صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »جوهرالذات
  3. »دفتر اول
  4. »بخش 33 - در بلا و غصّه این جهان فرماید

بخش 33 - در بلا و غصّه این جهان فرماید

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

در این دنیا همه عین غرور است

در اینجا قبض و بسط و ظلم و نورست

22

در این دنیا همه زهر است و خواری

در آنجا جان جان گر پایداری

33

در این دنیا چه خواهی کرد آخر

وز اینجاگه چه خواهی برد آخر

44

در این محنت سرا وجای ماتم

نماند جمله فرزندان آدم

55

گلاب و مشک عالم اشک و خونست

خوشی جُستن ز اشک و خون جنونست

66

درین غرقاب غم در عین دریا

وجود جمله ذرّاتست شیدا

77

در این گرداب غم در عین کشتی

ترا چه غم که آب از سرگذشتی

88

در این گرداب درماندی بزاری

که خواهی گشت غرق و ره نداری

99

که تا بیرون روی اندر کناری

همه مستند و تو مدهوش یاری

1010

در این دریا بسی کشتی که غرقست

کزو مر سیل و باد و آب و برقست

1111

گرفته ظلمت است و عین طوفان

به یک لحظه شود این خانه ویران

1212

چو کشتی دررباید باد اینجا

کجا ماند دلی آباد اینجا

1313

در این دنیا تو دریائی و کشتی

که یک لحظه بجائی درگذشتی

1414

چنان حیران شدی در عین دریا

که خواهی گشت ناگاهی تو شیدا

1515

چنان در عین دریا غرقه مانی

که راهی باز در موضع ندانی

1616

در این بحر فنا و عین دریا

بگو تا چند مانی خوار و رسوا

1717

فلک گردان ز بالا و نشیبست

نهنگ جانستان هم با نهیبست

1818

یکی را کاندر این دریا خوش آمد

چو قُقنُس جای او درآتش آمد

1919

از اینسان هر مثل کاید پدیدار

دل و جانست مر او را خریدار

2020

کنون بابا مَثَلها بیشمار است

وجودم این زمان کل بیشمارست

2121

شدم رسته ز خوف عین دریا

بخواهم رفت من در عین یکتا

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در این دریا همه ترسست و بیمست

عذاب صورت و عین الجحیم است

عطار»جوهرالذات»دفتر اول»بخش 32 - پسر در قطع علایق این جهان فانی گوید

اگلی نظم

میان کشتی آنجا بود پیری

بمعنی و بصورت بی نظیری

عطار»جوهرالذات»دفتر اول»بخش 34 - در صفت پیر دانا و حکایت اسرار کردن کل با او فرماید

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور