صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »هیلاج نامه
  3. »بخش 68 - حکایت منصور و ختم کتاب

بخش 68 - حکایت منصور و ختم کتاب

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ترا گفت آنگهی سلطان معنی

حقیقت نکته در برهان معنی

2

که میگویم خدایم درجهان بین

تو امروزم یقین گنج نهان بین

3

طلسمت بشکن آنگه گنج بردار

ترا میگویم از هستی خبردار

4

نمانده هیچ گنجت آشکار است

ترا منصور جان دیدار یار است

5

ترا منصور گنج است از حقیقت

مراورابین که هست امروز دیدت

6

قصاص شرع چون میرانی ای گنج

شود کل آشکارا بیغم و رنج

7

بساگفتیم اینجا شیخ از دید

بسی خواهیم گفتن هم زتوحید

8

تو فتوی ده ز گفتار من اینجا

که تا میبشنوی یار من اینجا

9

ز گفتار من اینجا ده تو فتوی

مکن سستی درین سر کان تقوا

10

که سر منصور را یابد در اینجا

بکشتن تا چه بنماید در اینجا

11

ز قول من بگو این کشتنی است

میان خاک و خون آغشتنی است

12

بباید کشت مر منصور رازار

بباید سوخت او را بر سردار

13

بباید کشتن او اینجا بزاری

بباید کردنش هر لحظه خواری

14

که سرّ کل بگفت اینجا حقیقت

نهانی کرد سر پیدا حقیقت

15

کجا دلدار کرد اینجایگه فاش

بباید کشتنش در نزد اوباش

16

حذر گیرند مردم زین حکایت

که جانان کرد از این کس شکایت

17

نباید گفت این کس گفت زنهار

وگرنه ما کشیمش اندرین دار

18

چنان کو گفت دیگر مینداند

وگرنه او روان را برفشاند

19

بترسان خلق را زین گفت شیخا

که جان تو چنین در سفت شیخا

20

شریعت گفتم این یک نکته خوب

که تا طالب پدید آید ز مطلوب

21

ترا اسرار با جانست امروز

نه با صورت پرستانست امروز

22

سخن از شرع میگویم کنون باز

حقیقت گویدت اینجای چون باز

23

بگو اکنون و فتوی ده حقیقت

که بس کس کشتنی آمد حقیقت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حقیقت رنج دل دیده است عطار

پس آنگه جان ودل دیده است عطار

عطار»هیلاج نامه»بخش 67 - شیخ فریدالدین عطار قدس سره درنموداری خود و اسرار منصور فرماید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور