صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش هشتم
  4. »(13) حکایت موسی علیه السلام در کوه طور با ابلیس

(13) حکایت موسی علیه السلام در کوه طور با ابلیس

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شبی موسی مگر می‌رفت بر طور

به پیش او رسید ابلیس از دور

2

چنین گفت آن لعین را کای همه دم

چرا سجده نکردی پیش آدم

3

لعینش گفت ای مقبولِ حضرت

شدم بی‌علّتی مردودِ قدرت

4

اگر بودی بر آن سجده مرا راه

کلیمی بودمی همچون تو آنگاه

5

ولی چون حق تعالی این چنین خواست

چه کژ گویم نیامد این چنین راست

6

کلیمش گفت ای افتاده در بند

بود هرگز ترا یاد خداوند

7

لعینش گفت چون من مهربانی

فراموشش کند هرگز زمانی

8

که همچو نانک او را کینهٔ نیست

مرا مهرش درون سینهٔ نیست

9

بلعنت گرچه از درگاه دورست

ولی از قولِ موسی در حضورست

10

اگرچه کرد لعنت دلفروزش

ازان لعنت زیادت گشت سوزش

11

چو شیطان این چنین گرمست د رراه

تو چونی ای پسر در عشقِ دلخواه

12

اگر تو جادوئی می‌خواهی امروز

بلعنت شاد شو ورنه بیاموز

13

ببین تا چند گه هاروت و ماروت

بمانده سرنگون بی آب و بی قوت

14

در آن چاهند دل پر خون و محبوس

شده از روزگار خویش مأیوس

15

چو ایشانند اُستاد زمانه

شده در جادوئی هر دو یگانه

16

چو نتوانند کردن خویش آزاد

کسی زان علم هرگز کی شود شاد

17

اگر تو جادوئی داری جهانی

عصائی بس نهنگش در زمانی

18

چو چندان سِخر گم شد در عصائی

نگردد گم درو جز ناسزائی

19

ترا در سینه شیطانیست پیوست

که گردد ز آرزوی جادوئی مست

20

اگر شیطان تو گردد مسلمان

شود سحر تو فقه و کفر ایمان

21

ز اهل خلد گردی جاودانه

کند شیطان سجودت بی بهانه

22

بیان کردم کنون سحر حلالت

کزین سحرست جاویدان کمالت

23

چو گِرد این چنین سحری توان گشت

چنین باید شدن نه آنچنان گشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو شبلی را زیادت گشت شورش

فرو بستند در قیدی به‌زورش

عطار»الهی نامه»بخش هشتم»(12) حکایت شبلی رحمة الله علیه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور