عطار»الهی نامه»بخش هشتم»(8) حکایت ماه و رشک او برخورشید(8) حکایت ماه و رشک او برخورشیدشاعر: عطاروزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتو نشنیدی که پرسیدند از ماهکه تو چه دوست تر داری درین راه22نقل کریںچنین گفت او که آن خواهم که خورشیدبگیرد تا بود در پرده جاوید33نقل کریںهمیشه روی خواهم زیر میغشکه هم از چشم خود دارم دریغش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمببریدند دزدی را مگر دستنزد دَم دستِ خود بگرفت و برجستعطار»الهی نامه»بخش هشتم»(7) حکایت آن دزد که دستش بریدنداگلی نظمرفیقی گفت با مجنون گمراهکه لیلی مُرد گفت الحمدللهعطار»الهی نامه»بخش هشتم»(9) سؤال کردن مردی از مجنون◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمببریدند دزدی را مگر دستنزد دَم دستِ خود بگرفت و برجستعطار»الهی نامه»بخش هشتم»(7) حکایت آن دزد که دستش بریدند
اگلی نظمرفیقی گفت با مجنون گمراهکه لیلی مُرد گفت الحمدللهعطار»الهی نامه»بخش هشتم»(9) سؤال کردن مردی از مجنون