صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش دوازدهم
  4. »(12) حکایت ابراهیم ادهم

(12) حکایت ابراهیم ادهم

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

مگر می‌رفت ابراهیم ادهم

براهی در دو کس را دید با هم

22

یکی چیزی بیک جَو زان دگر خواست

بیک جَو می‌نیامد کارِ او راست

33

دگر ره گفت بستان یک جَو از من

که هست این کار را بیرون شو از من

44

پس آن یک گفت از تو من نپژهم

بیک جَو این بِنَدهم این بندهم

55

چو ابراهیم این بشنود درحال

چو مرغی میزد از دهشت پَر و بال

66

گه از خود رفت و گه با خویش آمد

ز مردانش یکی در پیش آمد

77

ازو پرسید کای سلطانِ دین تو

چه افتادت که افتادی چنین تو

88

چنین گفتا که چون گفت این بندهم

بدل گفتم مگر گفت ابنِ ادهم

99

بیک جَو این بندهم کرد آغاز

بیک جو این ادهم آمد آواز

1010

اگر هر ذرّه دایم می‌خروشد

دل بیدار خود آن را نیوشد

1111

گرفتم حالت مردان ندیدی

حدیث نیک شان باری شنیدی

1212

اگر خواهی کمال حال مردان

فنا شو در حدیث و قالِ مردان

1313

مباش ای ذرّه گر خواهی که جاوید

بوَد قایم مقامت قرصِ خورشید

1414

اگر هستی تو حاصل نبودی

ترا اینجایگه منزل نبودی

1515

که هر طفلی که درخُردی بمُرد او

ره این چار چیز آسان سپُرد او

1616

ترا پس این همه در پیش ازانست

شب و روزت بلای خویش ازانست

1717

ولی گر جام خواهی تا بدانی

بمیر از خویش اندر زندگانی

1818

شنیدم جامِ جم ای مردِ هشیار

که در گیتی نمائی بود بسیار

1919

بدان کان جام جم عقلست ای دوست

که مغز تُست و حسّ تست چون پوست

2020

هر آن ذرّه که در هر دوجهانست

همه درجامِ عقل تو عیانست

2121

هزاران صنعت و اسرار و تعریف

هزاران امر و نهی و حکم و تکلیف

2222

بنا بر عقل تست و این تمامست

ازین روشن ترت هرگز چه جامست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی پرسید از شبلی که در راه

که بودت بدرقه اول به‌درگاه‌؟

عطار»الهی نامه»بخش دوازدهم»(11) سؤال آن درویش از شبلی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور