صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »الهی نامه
  3. »بخش پایانی
  4. »(1) حکایت آن مرد که بر مکتب گذر کرد

(1) حکایت آن مرد که بر مکتب گذر کرد

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بزرگی بر یکی مکتب گذر کرد

مگر ناگه بدو کودک نظر کرد

2

یکی را پیش نان و نان خورش بود

دگر را نانِ تنها پرورش بود

3

مگر این یک ازان یک نان خورش خواست

که کارش می‌نشد بی نان خورش راست

4

دگر یک گفت اگر باشی سگ من

که هم چون سگ زنی تگ بر تگ من

5

بیابی نان خورش از من وگرنه

ترا بس نان تنها و دگر نه

6

چو راضی گشت آن کودک بدان کار

دوان شد همچو سگ در ره برفتار

7

نهادش رشته بر گردن که سگ باش

ببانگ سگ درآی و تیز تگ باش

8

چنان کالقصّه فرمودش چنان کرد

که تا آن نان خورش بر روی نان کرد

9

بزرگ دینش گفت ای خرد کودک

اگر تو بودتی در کار زیرک

10

قناعت کردتی بر نان زمانی

وزین سگ بودنت بودی امانی

11

بترک نان خورش بایست گفتن

که تا چون سگ نبایستیت رفتن

12

چو سگ تا کی کنم از پس جهانی

برای جیفهٔ و استخوانی

13

اگر محمود اخبار عجم را

بداد آن پیل واری سه درم را

14

چه کرد آن پیل وارش؟ کم نیرزید

بر شاعر فقاعی هم نیرزید

15

زهی همّت که شاعر داشت آنگاه

کنون بنگر که چون برخاست از راه

16

بحمدالله که در دین بالغم من

بدنیا از همه کس فارغم من

17

هر آن چیزی که باید بیش ازان هست

چرا یازم بسوی این و آن دست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سخن گر برتر از عرش مجیدست

فروتر پایهٔ شعر فریدست

عطار»الهی نامه»بخش پایانی»خاتمۀ کتاب

اگلی نظم

چنین گفته‌ست روزی حق پرستی

که او را بود در اسرار دستی

عطار»الهی نامه»بخش پایانی»(2) گفتار مرد خدای پرست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور