عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 547غزل شمارهٔ 547شاعر: عطاروزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رگردانمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخویش را چند ز اندیشه به سر گردانموز تحیر دل خود زیر و زبر گردانم2نقل کریںدل من سوختهٔ حیرت گوناگون استتا کی از فکرت خود سوختهتر گردانم3نقل کریںچون درین راه به یک موی خطر نیست مراپس چرا خاطر خود گرد خطر گردانم4نقل کریںمی نیاید ز جهان هم نفسی در نظرمگرچه بسیار ز هر سوی نظر گردانم5نقل کریںچون ز دلتنگی و غم در جگرم آب نماندچند بر چهره ز غم خون جگر گردانم6نقل کریںنیست در مذهب من هیچ به از تنهاییگر بسی بنگرم و مسئله برگردانم7نقل کریںنان خشکم بود و گر به تکلف بزیماز دو چشم آب برو ریزم و تر گردانم8نقل کریںآری ای دوست به جز دانهٔ خود نتوان خوردخویش را فیالمثل ار مرغ بپر گردانم9نقل کریںتا کی از غصه و غم غصه و غم ای عطارسر فرو پوش که سرگشته و سرگردانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکجایی ساقیا می ده مداممکه من از جان غلامت را غلاممعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 546اگلی نظمای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانمتا جان و جهانی را شیدا نکنی دانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 548زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکیستم من که ز فرمان تو سرگردانم؟آب در دیده به صد خون جگر گردانمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5645آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانمتا جان و جهانی را شیدا نکنی دانمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 548
کیستم من که ز فرمان تو سرگردانم؟آب در دیده به صد خون جگر گردانمصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5645