عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34غزل شمارهٔ 34شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: استہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںراه عشق او که اکسیر بلاستمحو در محو و فنا اندر فناست2نقل کریںفانی مطلق شود از خویشتنهر دلی ، کو طالب این کیمیاست3نقل کریںگر بقا خواهی فنا شو کز فناکمترین چیزی که میزاید بقاست4نقل کریںگم شود در نقطهٔ فای فناهر چه در هر دو جهان شد از تو راست5نقل کریںدر چنین دریا که عالم ذرهای استذرهای هست آمدن یارا کراست6نقل کریںگر ازین دریا بگیری قطرهایزیر او پوشیده صد دریا بلاست7نقل کریںبرنیاری جان و ایمان گم کنیگر درین دریا بری یک ذره خواست8نقل کریںگرد این دریا مگرد و لب بدوزکین نه کار ما و نه کار شماست9نقل کریںگر گدایی را رسد بویی ازینتا ابد بر هرچه باشد پادشاست10نقل کریںاز خودی خود قدم برگیر زودتا ز پیشان بانگت آید کان ماست11نقل کریںدم نیارد زد ازین سیر شگرفهر که را یکدم سر این ماجراست12نقل کریںزهد و علم و زیرکی بسیار هستآن نمیخواهند درویشی جداست13نقل کریںآنچه من گفتم زبور پارسی استفهم آن نه کار مرد پارساست14نقل کریںسلطنت باید که گردد آشکارتا بدانی تو که این معنی کجاست15نقل کریںدر دل عشاق از تعظیم اوکبریایی خالی از کبر و ریاست16نقل کریںمحو کن عطار را زین جایگاهکین نه کسب اوست بل عین عطاست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین چه سوداست کز تو در سر ماستوین چه غوغاست کز تو در بر ماستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33اگلی نظمطرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماستزانچه وصل و هجر او هم درد و هم درمان ماستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35زمینہم وزن و قافیہ نظمیںصد بلا افتاد و صد فتنه بخاستعاشق بیچاره را عبرت کجاستامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 380زندگی سد ره جولان ماستخاک ما گل کردهٔ آب بقاستبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 429نسبت اشراف با دونان خطاستسر اگرگردید نتوانگفت پاستبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 441آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین چه سوداست کز تو در سر ماستوین چه غوغاست کز تو در بر ماستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33
اگلی نظمطرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماستزانچه وصل و هجر او هم درد و هم درمان ماستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35
صد بلا افتاد و صد فتنه بخاستعاشق بیچاره را عبرت کجاستامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 380