عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 538غزل شمارهٔ 538شاعر: عطاروزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: ازمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکار چو از دست من برفت چه سازممات شدم نیز خانه نیست چه بازم2نقل کریںدر بن این خاکدان عالم غداراشک فشان همچو شمع چند گدازم3نقل کریںچون نفسی دیگرم ز عمر امان نیستاین نفسی چند در هوس به چه تازم4نقل کریںچو گل یک روزه در میانهٔ صد خاربر سر پایم نشسته سر چه فرازم5نقل کریںپردهٔ من چون درید پردهدر چرخدر پس این پرده، پرده چند نوازم6نقل کریںچارهٔ من چون به دست چاره گران نیستحیله چه گویم کنون و چاره چه سازم7نقل کریںقصهٔ اندوهت آشکار چه گویمزانکه من خسته دل نهفت نیازم8نقل کریںواقعه کوته کنم چه گویم ازین بیشخاصه که پیش اندر است راه درازم9نقل کریںای دل عطار دم مزن که درین دیردم نتوان زد ز سر پردهٔ رازم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزیر بار ستمت میمیرمروی در روی غمت میمیرمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 537اگلی نظمبا این دل بی خبر چه سازمجان میسوزدم دگر چه سازمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 539آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور