عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 413غزل شمارهٔ 413شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: نیداریهنوزصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعمر رفت و تو منی داری هنوزراه بر ناایمنی داری هنوز2نقل کریںزخم کاید بر منی آید همهتا تو میرنجی منی داری هنوز3نقل کریںصد منی میزاید از تو هر نفسوی عجب آبستنی داری هنوز4نقل کریںپیر گشتی و بسی کردی سلوکطبع رند گلخنی داری هنوز5نقل کریںهمرهان رفتند و یاران گم شدندهمچنان تو ساکنی داری هنوز6نقل کریںروز و شب در پرده با چندین ملکعادت اهریمنی داری هنوز7نقل کریںروی گردانیدهای از تیرگیپشت سوی روشنی داری هنوز8نقل کریںدلبرت در دوستی کی ره دهدچون دلی پر دشمنی داری هنوز9نقل کریںمیزنی دم از پی معنی ولیکتو کجا آن چاشنی داری هنوز10نقل کریںدر گریبان کش سر و بنشین خموشچون بسی تر دامنی داری هنوز11نقل کریںخویشتن را میکش و میکش بلازانکه نفس کشتنی داری هنوز12نقل کریںرهبری چون آید از تو ای فریدچون تو عزم رهزنی داری هنوز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوزبا من بساز و جانم ازین بیشتر مسوزعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 412اگلی نظمچند جویی در جهان یاری ز کسیک کست در هر دو عالم یار بسعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 414آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوزبا من بساز و جانم ازین بیشتر مسوزعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 412