عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 412غزل شمارهٔ 412شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رمسوزصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان ز مشک زلف دلم چون جگر مسوزبا من بساز و جانم ازین بیشتر مسوز2نقل کریںهر روز تا به شب چو ز عشق تو سوختمهر شب چو شمع زار مرا تا سحر مسوز3نقل کریںمرغ توام به دست خودم دانهای فرستزین بیش در هوای خودم بال و پر مسوز4نقل کریںچون آرزوی وصل توام خشک و تر بسوختدر آتش فراق، خودم خشک و تر مسوز5نقل کریںچون دل ببردی و جگر من بسوختیبا دل بساز و بیش ازینم جگر مسوز6نقل کریںیکبارگی چو میبنسوزی مرا تمامهر روزم از فراق به نوعی دگر مسوز7نقل کریںجانم که زآرزوی لبت همچو شمع سوختچون عود بیمشاهدهٔ آن شکر مسوز8نقل کریںعطار را اگر نظری بر تو اوفتداین نیست ور بود نظرش در بصر مسوز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمذرهای دوستی آن دمسازبهتر از صد هزار ساله نمازعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 411اگلی نظمعمر رفت و تو منی داری هنوزراه بر ناایمنی داری هنوزعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 413آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور