عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 289غزل شمارهٔ 289شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انبستهاندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپیش رفتن را چو پیشان بستهاندبازگشتن را چو پایان بستهاند2نقل کریںپس نه از پس راه داری نه ز پیشکز دو سو ره بر تو حیران بستهاند3نقل کریںپس تو را حیران میان این دو راهعالمی زنجیر در جان بستهاند4نقل کریںبی قراری زانکه در جان و دلتاین همه زنجیر جنبان بستهاند5نقل کریںچون عدد گویی تو دایم نه احدهم عدد در تو فراوان بستهاند6نقل کریںحرص زنجیر است این سر فهم کنتا بری پی هرچه زینسان بستهاند7نقل کریںحرص باید تا تو زر جمعآوریتا کند وام از تو این زان بستهاند8نقل کریںچون عوض خواهی تو زر را گویدتچار طاقت خلد رضوان بستهاند9نقل کریںچون رسی در خلد گوید نفس خلداز برای نفس انسان بستهاند10نقل کریںمرد جانی جمع شود بگذر ز نفسزانکه دل در تو پریشان بستهاند11نقل کریںدر علفزاری چه خواهی کرد توچون تو را در قید سلطان بستهاند12نقل کریںقرب سلطان جوی و مهمانی مخواهکان خیال از بهر مهمان بستهاند13نقل کریںجان به ما ده تا همه جانان شویکین همه از بهر جانان بستهاند14نقل کریںهم چنین یک یک صفت می کن قیاسکان همه زنجیر از اینسان بستهاند15نقل کریںتو به یکیک راه میبر سوی دوستلیک دشوار است و آسان بستهاند16نقل کریںچون به پیشان راه بردی، برگشادبر تو هر در کان ز پیشان بستهاند17نقل کریںچون رسی آنجا شود روشن تو راپردهای کز کفر و ایمان بستهاند18نقل کریںجز به توحیدت نگردد آشکارآنچه در جان تو پنهان بستهاند19نقل کریںجان عطار ای عجب چون سایهای استلیک در خورشید رخشان بستهاند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعاشقان از خویشتن بیگانهاندوز شراب بیخودی دیوانهاندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 288اگلی نظمز لعلت زکاتی شکر میستاندز رویت براتی قمر میستاندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 290آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور