عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 131غزل شمارهٔ 131شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ونتویافتصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل کمال از لعل میگون تو یافتجان حیات از نطق موزون تو یافت22نقل کریںگر ز چشمت خستهای آمد به تیرزنده شد چون در مکنون تو یافت33نقل کریںتا فسونت کرد چشم ساحرتجامه پر کژدم ز افسون تو یافت44نقل کریںسختتر از سنگ نتوان آمدنلعل بین یعنی دلش خون تو یافت55نقل کریںتا فشاندی زلف و بگشادی دهنعقل خود را مست و مجنون تو یافت66نقل کریںملک کسری در سر زلف تو دیدجام جم در لعل گلگون تو یافت77نقل کریںقاف تا قاف جهان یکسر بگشتکاف کفر از زلف چون نون تو یافت88نقل کریںجمله را صدباره فیالجمله بدیدهیچش آمد هرچه بیرون تو یافت99نقل کریںتا دل عطار عالم کم گرفترونق از حسن در افزون تو یافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا دل ز کمال تو نشان یافتجان عشق تو در میان جان یافتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 130اگلی نظمپیشگاه عشق را پیشان که یافتپایگاه فقر را پایان که یافتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 132◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور