شاعر: عطار
زمین
آرزویی در گره بستم دُرّی یکتا شدم
حسرتی از دیده بیرون ریختم دربا شدم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2091
بالی از آزادی افشاندم قفس پیما شدم
خواستم ناز پری انشاکنم مینا شدم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2092
چون حباب آن دم که سیر آهنگ این دریا شدم
درگشاد پردهٔ چشم از سر خود وا شدم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2093
پیش چشمم شد روان گر تشنه دریا شدم
یافتم جویاتر از خود هر چه را جویا شدم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5363