عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 497غزل شمارهٔ 497شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: انگمشدمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر سفر عشق چنان گم شدمکز نظر هر دو جهان گم شدم22نقل کریںنام و نشانم ز دو عالم مجویکز ورق نام و نشان گم شدم33نقل کریںهیچ کسم نیز نبیند دگرکز خطوات تن و جان گم شدم44نقل کریںجامهدران اشک فشان آمدمرقصکنان نعرهزنان گم شدم55نقل کریںچون همه از گم شدگی آمدندگم شدگی جستم از آن گم شدم66نقل کریںبار امانت چو گران بود و صعبمن سبک از بار گران گم شدم77نقل کریںگم شدم و گم شدم و گم شدمخود چه شناسم که چه سان گم شدم88نقل کریںسایهٔ یک ذره چه سان گم شوددر بر خورشید چنان گم شدم99نقل کریںبحر شغبناک چو گشت آشکاربر صفت قطره نهان گم شدم1010نقل کریںقطره بدم بحر به من باز خوردتا خبرم بد به میان گم شدم1111نقل کریںشد همگی هستی عطار نیستتا ز میان همگان گم شدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگم شدم در خود نمیدانم کجا پیدا شدمشبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 496اگلی نظمای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدمخون دلم بخوردی و در خورد جان شدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگم شدم در خود نمیدانم کجا پیدا شدمشبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 496
اگلی نظمای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدمخون دلم بخوردی و در خورد جان شدمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498