عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 318غزل شمارهٔ 318شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رزیندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںقومی که در فنا به دل یکدگر زیندروزی هزار بار بمیرند و بر زیند2نقل کریںهر لحظهشان ز هجر به دردی دگر کشندتا هر نفس ز وصل به جانی دگر زیند3نقل کریںدر راه نه به بال و پر خویشتن پرنددر عشق نه به جان و دل مختصر زیند4نقل کریںمانند گوی در خم چوگان حکم اودر خاک راه مانده و بی پا و سر زیند5نقل کریںاز زندگی خویش بمیرند همچو شمعپس همچو شمع زندهٔ بی خواب و خور زیند6نقل کریںعود و شکر چگونه بسوزند وقت سوزایشان درین طریق چو عود و شکر زیند7نقل کریںچون ذرهٔ هوا سر و پا جمله گم کنندگر در هوای او نفسی بی خطر زیند8نقل کریںفانی شوند و باقی مطلق شوند بازوانگه ازین دو پرده برون پردهدر زیند9نقل کریںچون زندگی ز مردگی خویش یافتندچون مردهتر شوند بسی زندهتر زیند10نقل کریںخورشید وحدتند ولی در مقام فقردر پیش ذرهای همه دریوزهگر زیند11نقل کریںچون آفتاب اگرچه بلندند در صفتچون سایهٔ فتادهٔ از در بدر زیند12نقل کریںچون با خبر شوند ز یک موی زلف دوستچون موی از وجود و عدم بی خبر زیند13نقل کریںذرات جملهشان همه چشم است و گوش همویشان بر آستان ادب کور و کر زیند14نقل کریںعطار چون ز سایهٔ ایشان برد حیاتایشان ز لطف بر سر او سایهور زیند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل ز جان برگیر تا راهت دهندملک دو عالم به یک آهت دهندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 317اگلی نظمهر که سرگردان این سودا بوداز دو عالم تا ابد یکتا بودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 319آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور