عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 479غزل شمارهٔ 479شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)قافیہ: ستمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںساقیا توبه شکستم، جرعهای می ده به دستممن ز می ننگی ندارم، میپرستم میپرستم2نقل کریںسوختم از خوی خامان، بر شدم زین ناتمامانننگم است از ننگ نامان، توبه پیش بت شکستم3نقل کریںرفتم و توبه شکستم، وز همه عیبی برستمبا حریفان خوش نشستم، با رفیقان عهد بستم4نقل کریںمن نه مرد ننگ و نامم، فارغ از انکار عامممی فروشان را غلامم، چون کنم، چون میپرستم5نقل کریںدین و دل بر باد دادم، رخت جان بر در نهادماز جهان بیرون فتادم، از خودی خود برستم6نقل کریںخرقه از تن برکشیدم، جام صافی در کشیدمعقل را بر سر کشیدم، در صف رندان نشستم7نقل کریںخرقه را زنار کردم، خانه را خمار کردمگوشهٔ در باز کردم، زان میان مردانه جستم8نقل کریںساقیا باده فزون کن، تا منت گویم که چون کنخیزم از مسجد برون کن، کز می دوشینه مستم9نقل کریںگر چو عطارم که آبم میبرد از دیده خوابمبس که از باده خرابم، نیستم واقف که هستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرآمد دوش ترک نیم مستمبه ترکی برد دین و دل ز دستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 478اگلی نظمدی در صف اوباش زمانی بنشستمقلاش و قلندر شدم و توبه شکستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 480آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدی در صف اوباش زمانی بنشستمقلاش و قلندر شدم و توبه شکستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 480