عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 190غزل شمارهٔ 190شاعر: عطاروزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: اربردصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبار دگر پیر ما رخت به خمار بردخرقه بر آتش بسوخت دست به زنار برد2نقل کریںدین به تزویر خویش کرد سیهرو چنانکبر سر میدان کفر گوی ز کفار برد3نقل کریںنعرهٔ رندان شنید راه قلندر گرفتکیش مغان تازه کرد قیمت ابرار برد4نقل کریںدر بر دیندار دیر چست قماری بکرددین نود ساله را از کف دیندار برد5نقل کریںدرد خرابات خورد ذوق می عشق یافتعشق برو غلبه کرد عقل به یکبار برد6نقل کریںچون می تحقیق خورد در حرم کبریاپای طبیعت ببست دست به اسرار برد7نقل کریںدر صف عشاق شد پیشهوری پیشه کردپیشهوری شد چنانک رونق عطار برد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر درمان کنم امکان نداردکه درد عشق تو درمان نداردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 189اگلی نظمآتش عشق آب کارم بردهوس روی او قرارم بردعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 191آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور