عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6غزل شمارهٔ 6شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: لازماصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر سیر نشد تو را دل از مایک لحظه مباش غافل از ما2نقل کریںدر آتش دل بسر همی گردمانندهٔ مرغ بسمل از ما3نقل کریںتر میگردان به خون دیدههر روز هزار منزل از ما4نقل کریںچون ابر بهار میگری زارتا خاک ز خون کنی گل از ما5نقل کریںآخر به چه میل همچو خامانگه گاه بگیردت دل از ما6نقل کریںیا در غم ما تمام پیوندیا رشتهٔ عشق بگسل از ما7نقل کریںمگریز ز ما اگرچه نامدجز رنج و بلات حاصل از ما8نقل کریںکز هر رنجی گشاده گرددصد گنج طلسم مشکل از ما9نقل کریںعطار در این مقام چون استدیوانهٔ عشق و عاقل از ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسوختی جانم چه میسازی مرابر سر افتادم چه میتازی مراعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5اگلی نظمبار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ماصد جام برهم نوش کرد از خون دل پر جام ماعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ماصد جام برهم نوش کرد از خون دل پر جام ماعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7