عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42غزل شمارهٔ 42شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: استهاستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآنکه چندین نقش ازو برخاسته استیارب او در پرده چون آراسته است22نقل کریںچون ز پرده دم به دم می تافته استهر دو عالم دم به دم میکاسته است33نقل کریںچون شود یک ره ز پرده آشکارتو یقین دان کان قیامت خاسته است44نقل کریںمحو گردد در قیامت زان جمالهر که نقشی در جهان پیراسته است55نقل کریںذرهای معشوق کی آید پدیدچون دو عالم پر زر و پر خواسته است66نقل کریںدر قیامت سوی خود کس ننگردچون جمال آن چنان آراسته است77نقل کریںذرهای گشت است ظاهر زان جمالشور از هر دو جهان برخاسته است88نقل کریںای فرید اینجا چه خواهی کار و بارراه تو نادانی و ناخواسته است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقبلهٔ ذرات عالم روی توستکعبهٔ اولاد آدم کوی توستعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 41اگلی نظمبیا که قبلهٔ ما گوشهٔ خرابات استبیار باده که عاشق نه مرد طامات استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبیا که قبلهٔ ما گوشهٔ خرابات استبیار باده که عاشق نه مرد طامات استعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43