عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 671غزل شمارهٔ 671شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ینہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای روی تو آفتاب کونینابروی تو طاق قاب قوسین22نقل کریںبر روی جهان ندیده چشمینقدی روشن چو چشم تو عین33نقل کریںجز چشمهٔ کوثر لب تویک چشمه ندید چشم بحرین44نقل کریںدیدم کمر تو را ز هر سویمویی آمد میانش مابین55نقل کریںچون تو گهری ز کان جانیجان به که کنم نه کان به میتین66نقل کریںمیرفت دلم به غرق تا بوکاز لعل تو یک شکر کند دین77نقل کریںزلفت چو عقاب در عقب بودبربود و کشید در عقابین88نقل کریںگر دیدهٔ من سپید کردیخال تو بس است قرةالعین99نقل کریںدر غار غم تو جان ما رادرد تو بسی است ثانیاثنین1010نقل کریںافکندهٔ تو شدم که شرط استالقای عصا و خلع نعلین1111نقل کریںچون روی تو میدهد به خورشیدنوری که ازوست این همه زین1212نقل کریںتا چند بر آفتاب بندیکز پرتو توست نور کونین1313نقل کریںگر جمله فروغ تو ببینیمدر عین عیان ما بود شین1414نقل کریںگر در غلط اوفتاد در علمکی در غلط اوفتیم در عین1515نقل کریںعطار درین سخن برون استاز مطلب کیف و مطلب این◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبار دیگر روی زیبایی ببینعقل و جان را تازه سودایی ببینعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 670اگلی نظمهر که جان درباخت بر دیدار اوصد هزاران جان شود ایثار اوعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 672◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای دشمن عقل و جان شیریننور موسی و طور سینینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1932جاوید زی ای تو جان شیرینهرگز دل تو مباد غمگینسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 342◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور